سلطان محمد مطربي سمرقندي

472

تذكرة الشعراء ( فارسي )

من از خلوص طويّت روانه مىسازم * پى دعاى تو شب بر فلك هزاران عير تو هم به رغم فلك شفقتى چنان‌كه رسيد * مجير را ز قزل ارسلان به رغم ظهير تو آن شهى كه به روز وفا غلامانت * كشند غاشيه بر دوش صد هزار مجير ولى ز جور فلك بر كناره‌اى مانده * چنان‌كه صورت تنوين به خلعت تنكير « 1 » اگر عنايت خاقان اشارت انگيزد * زمانه كسوت تنوين كند شعار ضمير عليك بهجة حالى و ما نظرت بها * اليك ارسل دمعى و كنت انت خبير كنون ز بهر دعاى تو دست بردارم * كه اين وظيفه بود بر مذاق بنده جدير هميشه تا كه مدار جهان بود بادا * خدات يار و محمد معين و روح نصير و اين رباعى نيز ، از نتايج طبع نكته‌پرور اوست : رباعى : ماييم چشيده زهر ناكامى را * خو كرده مروّق غم‌آشامى را بر باد نهاده عافيت را اسباب * آتش زده كشور نكونامى را

--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( تنگير ) .