سلطان محمد مطربي سمرقندي
464
تذكرة الشعراء ( فارسي )
مخدومى حسن خواجهنثارى را نيز ، از اين معنا ، خالى نگذاشته ، بنابر آن حضرت مخدومى ، در كتاب مذكّر احباب ، از احوال آنجناب ، به قصر و ايجاز خبر دادهاند و به ذكر بعضى از فضايل او نپرداخته ؛ چون اين شكستهبال ، اقتدا به حال و مآل آن صاحبكمال داشت ، به جهت آن قلم مشكين رقم از ذكر مكارم اخلاق آن يگانهء آفاق معذور داشت و آنچه حضرت مخدومى مرقوم خامهء عنبرين شمامه گردانيده بودند ، تبركا ذكر نمود و هو هذا : « مولانا مشفقى از شاعران مشهور است و در گفتن انواع شعر ، سليقهاش نيكوست . قصايد خوب و اشعار مرغوب دارد و در هجا گفتن ، طبعش بهطورى دقت مىنمايد كه معلوم نيست كه كسى عديل او بوده باشد و در نجوم و رمل نيز ، دخلى مىكند ، گويا رمل را نيكو مىداند . در اين ايّام كوكب سعد طالعش ، در نطاق سعادت ، از هبوط به صعود حركت نموده ، از طريق نقى در خانهء فرح ، به عتبهء نصرت ، داخل گشته ، در جماعت فضلا ، به منصب كتابدارى ، مشرف شده ، اعدا « 1 » را منكوس گردانيده است و اين غزل ثمرهء شجرهء طبع بلند اوست : غزل : چون نسيم صبح دريابد مى گلفام را * چين موج او گل صدبرگ سازد جام را ساغر مى را دهن از خنده چون گل بازماند * تا به لب روزى رسيد آن سرو سيماندام را گر نشاط عمر خواهى بى مَى گلگون مباش * همچو دور گل غنيمت دار اين ايّام را ساقيا لطفى كن و از لعل خود كامى بده * تا زنم آبى بر آتش اين دل خود كام را « مشفقى » طاس فلك را نيست امكان درنگ * حرف جام بادهگردان عمر بىفرجام را
--> فرهنگستان علوم تاجيكستان ، 3 / 84 - 90 ؛ فهرست نسخههاى خطى فارسى ، 3 / 2532 ؛ دائرة المعارف شوروى تاجيك 4 / 607 - 608 ؛ فهرست نسخههاى خطى فارسى و تاجيكى انستيتوى ملل آسيايى فرهنگستان علوم شوروى ، 1 / 235 ، دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 818 - 819 ؛ آتشكدهء آذر ، ص 342 ؛ تحفهء سامى ، ص 429 ؛ سفينهء خوشگو ، حرف م ؛ رياض الشعراء والهء داغستانى ، برگ 378 ؛ خلاصة الافكار ، برگ 356 ؛ الذريعه ، 9 / 3 / 1051 ؛ ريحانة الادب ، 5 / 319 ؛ نمونهء ادبيات تاجيك عينى ، ص 121 - 142 . ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( اعداد ) .