سلطان محمد مطربي سمرقندي
457
تذكرة الشعراء ( فارسي )
أخاك ظالما او مظلوما « 1 » . » يعنى : يارى ده برادر مؤمن را اگرچه ظالم و اگرچه مظلوم باشد . اصحاب گفتند : يا رسول اللّه ! مظلوم را يارى كنيم ، اما ظالم را چگونه يارى دهيم ؟ فرمودند كه : « تمنعه من الظلم فذلك نصره ايّاه » يعنى : چون او را منع كنى ، از ظلم در حق او يارى كرده باشى : خاطر محنتزدگان شاد كن * وز شب محنتزدگان ياد كن پاس دل تنگ اسيران بدار * و آرزوى جان فقيران برآر علامت دوم از شفقت جفا كشيدن است و ضعفا و عجزه را خوشدل ساختن . نظم : غم زيردستان بخور زينهار * بترس از زبردستى روزگار نخواهى كه باشى پراكنده دل * پراكندگان را ز خاطر مهل علامت سوم از شفقت تواضع است : « قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلّم - من تواضع رفعه الله و من تكبّر وضعه اللّه « 2 » . » يعنى هركه تواضع و فروتنى كند ، خداى تعالى ، او را برآرد و هركه سركشى كند ، خداى تعالى ، او را بياندازد : شبى با صراحى همى گفت شمع * كه اى هرشبى مجلسآراى دوست تو را با چنين فضل پيش قدح * سجود دمادم بگو از چه روست صراحى به دو گفت : نشنيدهاى * تواضع ز گردنفرازان نكوست للّه الحمد و المنّة كه همهء اين اوصاف اين افتخار خاندان امارت و حكومت را حاصل آمده ، با وجود مشغلهء حكومت و ايالت ، گاهى به جهت بهجت به مسئلهء فصاحت و بلاغت مىپردازند . طبع خوب دارند و اين مطلع دلپذير از نتايج فكر بىنظير ايشان است :
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، 74 / 236 ، باب 15 ، ح 36 ؛ مسند احمد بن حنبل ، 3 / 99 ؛ صحيح بخارى ، 3 / 168 و 9 / 28 ؛ سنن بيهقى ، 6 / 94 و 10 / 90 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب ، 1 / 431 ( 1757 ) . ( 2 ) . بحار الانوار ، 77 / 151 ، باب 7 ، ح 1 و مشابه آن در 59 / 191 ، باب 23 ، ح 50 و 75 / 123 ، باب 51 ، ح 19 .