سلطان محمد مطربي سمرقندي
427
تذكرة الشعراء ( فارسي )
نهبرة و لا لهبرة و لا هيزلة و لا لغوبا » . « 1 » صاحب رشحات آورده كه حضرت قطب الابرار ، خواجهء احرار - قدّس سرّه - به يكى از احباب فرمودهاند كه : چرا متأهّل نمىشوى ؟ او گفته كه : خواهم شدن ؛ حضرت خواجه فرمودهاند كه : چون زن خواهى چه نوع زنى را خواهى خواستن ؟ او گفته كه : سبز شيرينى را خواهم خواستن ! حضرت ايشان فرمودهاند كه : اينچنين زن را مخواه ، زيرا كه به مرور ايام شيرينيها مىرود و سبزيها مىماند . جناب ملّا رومى بخارى ، گاهى بر سبيل مطايبه مىگفت كه : اگر كسى زن خواهد ، بايد كه به مضمون كريمهء : فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ « 2 » چهار زن بخواهد ، زنى از بخارا و زنى از سيستان و زنى از سمرقند و زنى از تاشكند . اما زن بخارى ، به جهت اسلوب و قواعد مهماندارى و مردمى و مردم گسيل كردن نيكوست و زن سمرقندى ، به جهت خرسندى « 3 » و آرايش و نمايش و حسن و لطافت و خوبى مباشرت دلجوست و زن تاشكندى ، به جهت زاييدن فرزند از پسر و دختر خوب است و زن سيستانى را به جهت آنكه هريك از ازواج ثلاثه ، اگر در امور روزگار تأخير و تعلّلى ورزند كه موجب زدن باشد ، شلاق « 4 » ايشان را بر وى زنند كه او تحمّل اين معنا دارد . ملّا خواجه على امام مخدومى حسن خواجهنثارى ، زن تاشكندى خواسته بود و فرزندان بسيار داشت و به جهت عيالمندى محنت مىكشيد . روزى يكى از زنان امرا ، در خدمت مخدومى ، معدودى چند به رسم نياز آورد و التماس نمود كه فاتحه بخوانند ، تا حقتعالى او را فرزندى عطا كند . بعد از فراغ فاتحه ، ملّا خواجه على به آن زن گفت : اى بىبى ! اين مبلغ را به جهت فرزند نياز آوردى ؟ گفت : بلى . ملّا خواجه على گفت : چه شود كه نصف اين را به فقير دهى و چند فرزند كه بايد از خانهء من ببرى .
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، 103 / 230 ، باب 3 ، ح 6 با اندكى اختلاف ؛ مستدرك حاكم ، 4 / 142 ؛ حلية الاولياء ، 6 / 190 . ( 2 ) . سورهء نساء ( 4 ) ، 3 . ( 3 ) . در اصل : ( خورسندى ) . ( 4 ) . در اصل : ( شلق ) .