سلطان محمد مطربي سمرقندي

419

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ 145 ] يوملى ميانكالى [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] يوملى ميانكالى ، به « ملّا بابا » شهرت يافته ، تحصيل در سمرقند نموده ، به صحبت موالى و اهالى ، بسيار رسيده ، جليس مجلس ايشان گشته ، فضيلت حاصل كرده ، به مضمون : « الخطّ نصف العلم » در خطّهء خط كوشش كرده ، تعليم از جناب زبدة الكتّاب مولانا مير محمد گور ميرى يافته و در گفتن معمّا و تاريخ ، سليقه‌اش عجيب نيكوست و به مدلول مثنوى : بشنو از نى چون حكايت مىكند * از جدايىها شكايت مىكند آتش است اين بانگ ناى و نيست باد * هركه اين آتش ندارد نيست باد از اين آتش ، سوزى بر جگر دارد و گاهى به جهت بهجت ، زمزمه مىسازد و هرچند كه عراق هفت‌بند نواختن ، امر معتبر است ، آن را چنان مىنوازد كه از زير و بم شش و نيم يا هفتك بلكه هشتك و دوازده نيم ، بدان وسعت كسى كم مىنوازد . اكثر مشق او در اين وادى عراق شه‌پرده و سه‌گاه گرفته است . به اين دو آهنگ ، ميل غريبى دارد و در همين دو آهنگ ، نقش قمچين و پيشرو ذى الكل و صوت العمل استاد علىدوست نايى را ، چنان خوب مىنوازد كه جان مىآسايد و اين فقير را ، روزى چند ، در اين باب تعليم مىنمود و سبب شفقت از كلّيات ملّا كوكبى كه فنون مشكلهء اين علم است گفت و نواخت . با وجود آنكه به سنّ شيخوخه رسيده ، هنوز صاحب ذوق است و سفينهء دل را از گفتن اشعار ، خالى نمىدارد و اين غزل از مقالات لطيف اوست : غزل : ايا صبا ز ره راست گر روى به حجاز * گذر به رغم مخالف سوى عراق انداز