سلطان محمد مطربي سمرقندي

382

تذكرة الشعراء ( فارسي )

قطعه : سپهر مكرمت مير زمان يعنى كه حاجى بَى * جوانمردى كه در آفاق داد لطف و احسان داد به زير چرخ نه طارم ، در اين كاشانهء ششدر * چو او كم در سخا از مادر اين چار اركان زاد ز لطف بىكران اسبى عنايت كرد با بنده * كه نتواند رسيدن گرد گردش روز ميدان باد چو شادم كرد از احسان دستار و زر و چكمن * الهى تا بود در دهر شاد از لطف يزدان باد مطلع : نماند دولت و اقبال و زور و شوكت و جاه * بماند نام نكو يادگار اى آگاه [ « 118 » ] حزينى سمرقندى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] حزينى سمرقندى ، مردى بود دامن از تعلّقات عالم چيده ، در گوشهء فقر و فنا آرميده ، از خلايق رميده ، در گوشه‌اى نشسته به مضمون كريمهء : وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ « 1 » طريق عبادت و رياضت مىپيمود ، آثار كشف و كرامت ، از اطوار او ظاهر مىشد . به تقريبى واقعهء وفاتش را ، اظهار نموده ، رحلت كرد و اين غزل را نيكو گفته : غزل : مردان راه دين كه ولايت نموده‌اند * اول زبان به حمد خدا برگشوده‌اند ديگر شكست نفس بد خويش كرده‌اند * وانگاه خلق را به نكويى « 2 » ستوده‌اند از سر گذشته پاى به ميدان نهاده‌اند * صاحبدلان كه گوى سعادت ربوده‌اند

--> ( 118 ) . حزينى سمرقندى كه در تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 581 ، به عنوان حزينى آمده و از شاعران ماوراء النّهر بوده و غير از حزينى استرآبادى و حزينى گنابادى و حزينى گيلانى و حزينى يزدى و غزل‌سرا بوده است . ( 1 ) . سورهء الذّاريات ( 51 ) ، 56 . ( 2 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( نيكويى ) .