سلطان محمد مطربي سمرقندي

308

تذكرة الشعراء ( فارسي )

خر گفت : اى برادر ! مرا هوس آن است كه نغمه‌اى سازم و مرغان شيفته را در پرواز آرم ! ! نظم : چنان بنالم كز ذوق و سوز آوازم * مغنّيان ملايك برآورند خروش صداى نغمهء صوتم چو بشنوند شوند * مغنّيان طيور از صفير خود خاموش اشتر گفت : اى يار ! زنهار ، اين فضولى را ، از سر بيرون كن كه آواز ناخوش دارى و الحان مشوّش ، آوازهء تو به عالميان رسيده و از آواز تو آدميان رميده ؛ اگر باورت نمىآيد ، اينك در قرآن مجيد و كتاب كبير : إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ « 1 » . از همه آوازها ، دانى چه آوازى « 2 » بتر * حق‌تعالى در كتاب خويش گفت آواز خر خر گفت : قياس مكن كه تفاوت اعداد ، بسيار است و در افراد اختلاف بىشمار ؛ من در علم اغانى زحمت كشيده‌ام و در فنّ موسيقى ، رنج ديده ، طبع موسيقارى نيك دانم و تفاوت نغمات ، خوب شناسم . بلندى آواز ورد من است و فلان كس كه دانى شاگرد من . قطعه : من از نواى مخالف به نوبت نوروز * چو سوى ماء روم ، ناله آيد از عشّاق چو از نشاپورك انديشهء حجاز كنم * طريق راست بگيرم ز اصفهان و عراق اكنون بيا من دست مىزنم و تو پاى مىكوب ، تا در اصول تركى ضرب ، در بيست و چهار ساعت شبان‌روزى ، دوازده مقام و بيست و چهار شعبه و شش آوازه ساز دهيم . نظم : چو ماه وقت طلوع و به وقت چاشت عراق * به نيم‌روز سوى راست رو على الاطلاق ميانهء دو نمازت ، مخالفك بايد * چو شد نماز دگر بوسليك و پس عشاق نماز شام نهادند پس مخالف راست * ز شب چو پاس شود با بزرگ جو الحاق به نيم‌شب به نوا و سحر ، رهاوى گوى * رسد ز صوت حسينى حلاوتى به مذاق

--> ( 1 ) . سورهء لقمان ( 31 ) ، 19 . ( 2 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( آواز ) .