سلطان محمد مطربي سمرقندي

268

تذكرة الشعراء ( فارسي )

فايده : چنين گويند كه : هركه اين رباعى را ، در سفر بسيار خواند ، از همهء آفات ، در پناه خداى تعالى باشد و سلامت به وطن خود بازآيد . رباعى اين است : گر در سفرم ، تويى رفيق سفرم * ور در حضرم ، تويى انيس حضرم هرجا كه نشينم و به هرجا گذرم * جز تو نبود ، هيچ مراد دگرم [ « 60 » ] [ جمالى خواجه جمال ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] جمالى ، به « خواجه جمال » مشهور بود . اهليّت داشت و به سلاطين و حكّام زمان ، اختلاط مىنمود . بىهمّتى نبود . در طريق ضيافت و مهماندارى ، بىهمتا بود . اكثر فضلا و شعرا و امرا و اركان دولت را ، به خانهء خود برده ، ضيافتهاى لطيف مىكرد و طعامهاى خوب و فواكه مرطوب مىكشيد . روزى گفت : خاطرم چنان مىخواهد كه خانه‌ام هرگز ، از مهمان خالى نباشد . طبعش بىلطافتى نبود و اين رباعى را بسيار نيكو گفته : رباعى : اى عهدشكن ، ستيزه‌رايى ، بس نيست * مرديم ز غصّه ، بىوفايى ، بس نيست نگرفته دلت هنوز ، از بىرحمى * قربان سرت شوم ، جدايى ، بس نيست بدان اى عزيز ! كه ضيافت كردن صالحان و نيكوكاران را ، فوايد بسيار دارد و حديثى است مروى در اين باب ، از صدر و بدر كاينات - صلّى اللّه عليه و سلّم - كه : « قال النّبى - صلّى اللّه عليه و سلّم - من اضاف مؤمنا واحدا ، فكانّما اضاف آدم و من اضاف اثنين ،

--> ( 60 ) . مولانا جمالى ، معروف به « خواجه جمال » كه در فضل كمالى و از هنر جمالى داشت ، ولى از زندگانى وى اطلاعى در دست نيست ، همچنين تاريخ تولد ، زادگاه و وفات وى نيز ، دانسته نيست : هفت‌اقليم ، 3 / 373 - 374 ؛ فرهنگ سخنوران ، 1 / 223 .