سلطان محمد مطربي سمرقندي

244

تذكرة الشعراء ( فارسي )

است ، چنانچه سابقا در ذكر مير افضل مذكور شد ، فامّا ناظم اگر در نظم خود ، اگر اشارتى به اين معنا نمايد مجوز است ، چنانچه آخوند در همين غزل كرده‌اند و اين غزل را نيز ، نيكو گفته‌اند : غزل : از شعله‌هاى سوز دل ناتوان من * گويا زبانه است ، زبان در دهان من گشتم نشان تير جفايش ولى نشد * خاطرنشان آن بت ابروكمان من يا بى تمام صورت پيكان خويش را * گر بشكنى به سنگ ستم استخوان من هرشب جدا ز روى تو اى ماه بگذرد * از نُه سپهر ، ناله و آه و فغان من « باقى » اگرچه از غم عشق تو جان سپرد * بادا بقاى عمر تو آرام جان من تصنيفات خوب و تأليفات مرغوب دارند . بر الفاظ مغلقهء ابيات يوسف و زليخاى حضرت حقايق‌پناهى خجسته فرجامى - قدّس سرّه - رساله‌اى نوشته‌اند و حلّ اشكالات آن را نموده و از قواعد قوافى ، چون معروف و مجهول و ايطاى جلى و خفى و مباحث صنايع شعرى ، چون ترصيع و تجنيس و تشبيه و سجع متوازى و مطرّف و متوازنه و ايهام و مراعات نظير در وى سخن كرده‌اند ، به غايت بىنظير است ؛ در نظر اين فقير درآمده ، به مطالعهء آن مستفيد گرديده‌ام و جناب آخوند ، در فنّ اشعار ، ذو فنون‌اند و محتاج به تعريف نيستند . حضرت مخدومى حسن خواجه نثارى مىفرمود كه : « شاعر همه‌دان مىبايد ، تا گفتن اشعار را شايد ، زيرا كه افصح الشعرا ، ابن يمين در مقطّعات خود گفته : قطعه : يك شبم استاد سخن انورى * گفت به تعليم كه اى نوجوان خاطرت از قاعدهء شاعرى * مىطلبد يك سخن از من بدان تا كه در اشعار شعورى كنى * حل شودت جملهء اشكال آن رَو دو سه روزى طلب علم كن * نكتهء چند از همه بابى بخوان زانكه به نزديك حكيمان عصر * نكته‌شناسان معانى بيان