سلطان محمد مطربي سمرقندي

228

تذكرة الشعراء ( فارسي )

« انيسى » از ستم روزگار ، آن مرغم * كه گشته آبله‌هاى دل آب و دانهء « 1 » ما « 2 » غزل ديگر : شب جنون دل دماغم را پريشان كرده بود * با خيال او مرا دست و گريبان كرده بود آرزو صد كار مشكل باز پيش دل نهاد * ورنه با من نااميدى كار آسان كرده بود عشق و مغناطيس يك جنس‌اند كز دل ناوكش * تا برون نايد محبت جذب پيكان كرده بود دوش سر مىزد به جاى شعله ، نور از خاك ما * غالبا خونريز ما ، ياد شهيدان كرده بود دوش فرياد « انيسى » سينه‌ها مجروح كرد * نشترى گويا كه در هرناله ، پنهان كرده بود « 3 » غزل ديگر : گر دل به ذوق زاهد خلوت‌نشين دهى * صد جان براى يك نفس واپسين دهى تخمى است اشك ما كه سمندر شود ز ذوق * زين دانه گر به طاير سدره‌نشين دهى بر مرغ بسته‌پر ، قفس و بوستان يكى است * بالش اگر ز شهپر روح الامين دهى حرفى گر از رموز محبّت ادا كنم * فتوا به كفر زاهد خلوت‌نشين دهى با كفر خود بساز « انيسى » و دم مزن * تو كيستى كه رونق بازار دين دهى « 4 » و اين مطلع را به غايت دلپذير گفته :

--> ( 1 ) . على القاعده بايد : ( دان ما ) باشد كه چون سكته دارد ، همان : ( دانهء ما ) صحيح‌تر است . ( 2 ) . مطربى ، بحر اين غزل ، را مجتّث مثمن مخبون محذوف ، بر وزن : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ، دانسته است . ( 3 ) . مطربى ، بحر اين غزل را ، رمل مثمن محذوف ، بر وزن : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ، دانسته است . ( 4 ) . مطربى ، بحر اين غزل را ، مضارع مثمن اخرب مكفوف محذوف ، بر وزن : مفعول فاعلات مفاعيل فاعلن ، دانسته است .