سلطان محمد مطربي سمرقندي
190
تذكرة الشعراء ( فارسي )
تو آن غوّاص دُريابى كه درياى حقايق را * گهرافشان كنى با ما به مضمونات آيتها تويى اول ، تويى آخر ، تويى ظاهر ، تويى باطن * تويى مطلوب هرطالب ، تويى مقصود غايتها به ارشادم چو بگزيدى ، به خدمتهات كوشيدم * بهجز حسرت نشد حاصل نصيبم زين شفاعتها به هرجايى كه مىباشم ميان خلق بربستم * به گوش خود شنيدستم ، ز هرجانب كنايتها جوابى غير از اين نبود مرا هركس كه مىبيند * كجا بودى تو حايطها ، چه آوردى حكايتها دريغا عمر شد آخر نشد مقصود من حاصل * به نوميدى خود كس را نديدم در ولايتها به روز حشر عابد را عباداتش بود حامى * بهجز الطاف حق نبود « امينى » را حمايتها سنّ شريف ايشان ، از هشتاد متجاوز نشده بود كه شهباز روح پرفتوح ايشان ، نداى : يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً . « 1 » را لبّيك اجابت گفته ، به پرواز آمد و قفس قالب را پرداخته ، بر غرفات خلد برين و شرفات اعلى عليّين : فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ . « 2 » آشيان ساخت و قبر شريف ايشان ، در قريهء متبرّكهء دهبيد ، در صفّهء والد عالىشان واقع است ، يزار و يتبرّك به .
--> ( 1 ) . سورهء فجر ( 89 ) ، 27 - 28 . ( 2 ) . سورهء قمر ( 54 ) ، 55 .