سلطان محمد مطربي سمرقندي

185

تذكرة الشعراء ( فارسي )

مولانا صالح غجدوانى كه يكى از افاضل بود و در علم عروض كامل مىنمود و معلم امير سعيد شهيد حاجى اتاليق دورمان بود ، بر سبيل مغالطه فرمود : اين بيت شما ناموزون است ! زيرا كه قاعدهء ارباب عروض است كه هرگاه بعد از حرف مد نون واقع شود ، در تقطيع ساقط مىگردد . پس در كلمهء دوران و پايان ، در اين بيت بعد از الف نون واقع شده ، چون در تقطيع ساقط شود ، بيت ناموزون مىشود . فقير گفتم : قاعدهء اهل عروض آن است كه هرگاه بعد از حرف مد نون ساكن واقع شود ، در تقطيع ساقط مىگردد ؛ اين‌جا ، نون متحرك است پس ساقط نگردد و بيت ناموزون نشود . حضرت ايشان بعد از استماع اين مبحث ، متوجه اين حقير گرديده فرمودند كه : ياران در فن عروض ، ذو فنون مىنمايند ، ظاهر در اين است كه اشعار را نيك مىگفته باشند . برخاسته « 1 » تعظيم به جاى آوردم ، بعد از آن فرمودند كه : فقير را نيز از اين نمد كلاهى است . اگر نزد من شعرى خوانى ، بعيد نخواهد بود . فقير اين غزل حضرت حقايق‌پناهى خجسته فرجامى را كه مطلع : يا من بدا جمالك فى كل ما بدا * بادا هزار جان مقدس تو را فدا تتبّع نموده بودم ، به عرض شريف ايشان رسانيدم و هو هذا : غزل : يا من من الصفاتك اللّه واحدا * پيدا تو كرده طفل له ليس والدا از پرتو جمال تو اى حىّ لم يزل * خورشيد لمعه‌اى است در اين طاق پرصدا آثار صنع توست اگر فوق اگر فرود * محتاج لطف توست اگر شاه اگر گدا

--> ( 1 ) . در اصل : ( خواسته ) .