سلطان محمد مطربي سمرقندي

172

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 14 » ] [ شيخوشاه بن جلال الدّين محمد اكبر شاه ] [ 976 - 1037 ق / 1568 - 1627 م ] وصف جليل و ذكر جميل شهريار نامدار عالىمقدار ، شيخو پادشاه ، ولد ارجمند پادشاه جم جاه ، ستارهء سپاه ، جلال الدين محمد اكبر پادشاه است . پادشاهى بوده ، به غايت عالى همّت ، ارباب فضل را ، رعايتهاى خوب مىنمود و پيوسته مجلس فردوس آيينش ، از علما و صلحا مملوّ بوده ؛ طبع سنجيده و گفتار پسنديده داشته و اين رباعى را بسيار نيكو گفته : رباعى : در وصل ز انديشهء دورى فرياد * در هجر ز درد ناصبورى فرياد افسوس ز محرومى ديدار افسوس * فرياد ز هجران ضرورى فرياد

--> ( 14 ) . نور الدين محمد جهانگير كه نام اصلى وى سليم فرزند جلال الدين محمد اكبر شاه است در 976 ق / 1568 م . در قصبهء سيكرى چشم به جهان گشود و در همان زمان پدرش او را « شيخو بابا » ناميد ، از اين‌رو به « شيخو شاه » شهرت يافت ، اما وى پس از اينكه در 1014 ق / 1605 م و پس از وفات پدرش ، در آگره به تخت سلطنت نشست خود را جهانگير ناميد و در 1037 ق / 1627 م در لاهور درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد . در زمان وى هنگامهء شعر و شاعرى گرم بود . يك اثر باارزش جهانگير : « توزك جهانگيرى » يا « جهانگيرنامه » است كه شرح‌حال و احوالات زمان فرمانروايى خويش را تا 1031 ق / 1622 م را شخصا نوشته است . اين كتاب در هندوستان و تهران به چاپ رسيده است . او در شعر و شاعرى نيز دست داشته است : جهانگيرنامه ، چاپ تهران ؛ روضة الصفا ، 8 / 436 ؛ عرفات العاشقين ، برگ 778 ؛ تاريخ منتظم ناصرى ، 2 / 899 - 900 ، 921 ؛ كاروان هند ، بنگريد به فهرست آن ، ص 1591 - 1592 ؛ تذكرهء پيمانه ، ص 148 ، 150 ، 257 ، 278 ، 362 ، 472 ؛ تذكرهء ميخانه ، بنگريد فهرست آن ، ص 954 ؛ فهرس التواريخ ، ص 225 ، 229 ؛ تاريخ سلاطين مسلم هند ، ص 240 به بعد ؛ عمل صالح ( شاه جهان‌نامه ) ، جلد سوم دربارهء جهانگير است ؛ سير المتأخرّين ، ص 237 - 253 ؛ توزك جهانگيرى ، چاپ هند لكهنو ؛ مآثر الامراء ، 3 / 199 ، 324 ، 380 ، 828 ؛ اقبال‌نامهء جهانگيرى ، چاپ اللّه‌آباد هند . 1931 م ؛ منتخب اللباب ، 1 / 244 - 390 و 3 / 264 ، 265 ، 359 ، 390 ؛ داستان تركتازان هند ، كاخ دوم ، ص 380 - 460 ؛ مجالس النفايس ، ص 359 - 364 .