سلطان محمد مطربي سمرقندي

173

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 15 » ] [ محمد رحيم سلطان خوارزمى ] [ مق 998 ق / 1588 م ] وصف جليل و ذكر جميل شاهزادهء سعيد شهيد - المستريح الى جوار رحمة الملك الغنى - محمد رحيم سلطان بن حاجم خان خوارزمى . پادشاهزادهء لطيف‌طبع پاكيزه‌مزاج بوده ، اوقات بابركاتش را ، هميشه مصروف اكتساب فضايل مىنموده ، در اكثر علوم شروعى داشته و خود را ، از هيچ فضيلتى ، خالى نمىگذاشته . خطّ نسخ تعليق را ، به دست چپ ، چنان خوب مىنوشته كه به‌جز قلم ، هيچ‌كس انگشت بر حرف او نمىنهاده و در وادى علمى و عملى تذهيب و تصوير و ساير امور نقّاشى ، به از بهزادزاده بوده و ثانى مانى ، مىنموده و در فن اشعار نيز ، ماهر ظاهر مىگرديده ؛ حبّ حضرت مخدومى حسن خواجه نثارى را ، غايبانه در مزرع دل بىغلّ ، مىكاشت و پيوسته ابواب معاوضات و مراسلات را ، مفتوح مىداشت و از ابيات خوش و اشعار دلكش خويش ، تقريبا در مرسله ، مىنگاشت . در تاريخ 998 قمرى ، فقير در بخارا بودم كه كتاب : ليلى و مجنون ، به لغت تركى ، تصنيف نموده و به يد شريفش ، به خط خوش نوشته و در تذهيب و تصويرش ، در صورتى تكلّف نموده بود كه فوق آن متصوّر نبود ؛ به مجلس سامى مخدومى ارسال نمود . فقير آن را ديده بودم ؛ به اعتبار لطافت عبارات و نزاكت استعارات ، به كيفيّتى بود كه خرد خرده‌دان ، از تحرير وصف و وصف تحرير آن عاجز مىنمود .

--> ( 15 ) . محمد رحيم سلطان بن حاجم خان خوارزمى متخلص به « رحيمى » كه پدر وى حاجم خان والى و حاكم خوارزم بود و در سال 997 يا 998 قمرى از عبد اللّه خان ازبك شكست خورد و به دربار شاه عباس صفوى پناهنده شد ولى فرزند وى محمد رحيم سلطان در اين حمله دستگير و اسير شد و به قصبهء ساغرچ تبعيد گرديد و در همانجا كشته شد ؛ اما پدر وى حاجم خان بار ديگر در 1006 قمرى به خوارزم شتافت و حكومت آنجا را به دست گرفت : خلد برين ، ص 379 ؛ فهرس التواريخ ، ص 221 ، 223 ؛ تاريخ منتظم ناصرى ، 2 / 887 ، 894 .