سلطان محمد مطربي سمرقندي

148

تذكرة الشعراء ( فارسي )

است : قطعه : ذات من مجموعهء فضل و كمال عالم است * گر خريدارى نباشد ، از كجا نامى شوم كول‌گيرى خوب مىدانم ولى كولى كجاست * چون عليشيرى « 1 » ببايد ، تا كه من جامى شوم آخر الامر از شيروانشاه كه يكى از سلاطين چغتى است ، رعايت يافته و مولاناى مبرور عبد الغفور كه از تلامذهء معتبر مخدومى خجسته فرجامىاند ، در معارضهء نامى ، اين قطعه را خوب گفته‌اند : قطعه : كاتب نامى شماخين را * كافتم ، يافتم كه بس عامى است بَد استاد بنده مىگويد * آن‌كه مشهور در جهان جامى است گفتمش در حضور شروانشاه * بَد جامى مگو كه بدنامى است اين غزلك شكسته نيز ، از گفتار نامى است : اى من اسيرك دلك بىوفايكت * وى جانكم ، فدايك جور و جفايكت تو شوخكى و شنگك و دشنامكت خوش است * دشنامك تو جويم و گويم دعايكت آيا بود كه پيشك من خوابكت بَرَد * تنگك دهم به پهلويك خويش جايكت گه بوسكى دهم كفك پايك تو را * گاهى نهم دو ديدهء روشن به پايكت

--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( عليشيرمى ) .