سلطان محمد مطربي سمرقندي

147

تذكرة الشعراء ( فارسي )

كوشيدم و گفتم كه ، گفتار اين بنده چه لايق صحبت همايون حضرت سلطنت‌پناهى است ، اگر فرمان واجب الاذعان ، شرف نفاذ يابد ، از گفتار حضرت حقايق‌پناهى خجسته فرجامى ، غزل عيدى ، به عرض اشرف ملازمان رسانم ؛ متبسّم گرديده فرمود كه : عجب راه گريزى پيدا كردى ! بعد از آن مرخّص ، به خواندن شعر شدم ، اين غزل لطيف را ، معروض رأى شريف گردانيدم كه : غزل : ساقى به شكل جام برآمد هلال عيد * مَى ده ، به فرّ دولت سلطان ابو سعيد قفلى كه روزه ، بر در عيش و نشاط زد * شكل هلال عيد ، ز زر ساختش كليد مِن بعد ، ما و عيد و مَى و نُقل و عيش نقد * نى شادمان ، به وعده و نى خايف از وعيد عهد بعيد شد كه ز مَى ، توبه كرده‌ايم * نبود بعيد ، نقض چنين عهدها ، به عيد عيد نَو است و يار نَو است و بهار نَو * دارد ز هرجديد ، دلم لذّت جديد شد بر مزيد ، عشرت ما از دعاى شاه * بادش هميشه ، دولت اقبال بر مزيد « جامى » شكرلبان سمرقند را شدى * از جان مريد يسّرك اللّه ما تريد « 1 » حضرت سلطنت شعارى ، فرمودند كه : اين غزل را ، نامى عراقى ، چنين جواب گفته است : بيت : ماه نو است اينكه شد از آسمان پديد * يا نون آخر رمضان است و عين عيد حضرت مخدومى ، حسن خواجه نثارى ، مىفرمودند كه : نامى عراقى از قريهء شماخين ، بوده است و اشعارش ، به غايت خوش و شيرين و از شعراى معتبر عراق است ، فامّا به واسطهء افلاس بين النّاس ، احترام چندانى نداشته و در وجه معيشت ، كتابت دستگيرش بوده و چون رعايت از هيچ‌كس نمىيافته ، گاهى به جهت تعصّب ! در معارضهء مخدومى خجسته فرجامى و امير كبير عليشير ، سخنان مىگفته و اين قطعه ، از آن جمله

--> ( 1 ) . مطربى در حاشيه ، بحر اين غزل را بر وزن : مفعول فاعلات مفاعيل فاعلن آورده است .