محمدصادق دهلوي

مقدمه 87

كلمات الصادقين ( فارسي )

در اخبار [ 138 ] الاخيار * مسطور است كه در پايان قبر مير خسرو قبرى است كه مردم آن را قبر خواهرزادهء مير گويند يحتمل كه قبر خواجه شمس الدّين باشد . و اللّه اعلم . خواجه ضياء 1 الدّين برنى قدس سره از * جمله مقبولان و منظوران شيخ نظام الدّين اولياست و در سلك مخلصان 2 و معتقدان وى انتظام دارد و در فضائل و كمالات صورى و لطافت و ظرافت بىنظير وقت بود و از مشرب صافيهء عليهء 3 طايفهء صوفيه 4 حظى وافر داشت و مقبول خاص و عام بود و در مجلسى كه وى بودى روى اهل مجلس بسوى وى مىبود و گوش هوش همه بر لطائف روح‌افزاى 5 او . از صحبت علما 6 و مشايخ و شعرا نصيبى كامل داشت و بقرب 7 و عنايت سلطان المشايخ مخصوص بود و 8 با امير خسرو 9 و امير حسن 10 مودتى 11 تمام مىنمود 12 . عارف جام عليه‌الرحمه 13 در نفحات * از خواجه ضياء الدّين 14 نقل فرموده كه وى گويد كه سالها مرا با امير خسرو و امير حسن تودد و يگانگى بود نه ايشان بىصحبت من مىبودند 15 نه من بىصحبت ايشان و بواسطهء من در ميان اين دو استاد چنان رابطهء محبت و و داد 16 استحكام يافته بود كه به خانه‌هاى يكديگر [ 139 ] آمد شد كردندى و من در مكارم اخلاق و لطافت و ظرافت و استقامت عقل و روش صوفيه و لزوم قناعت و اعتقاد پاكيزه و تجرد و تفرد از علايق دنيوى و خوش بودن و خوش گذراندن بىاسباب صورى همچو حسن دهلوى كمتر ديده‌ام و چنان شيرين مجلس و مهذب و مؤدب بود كه راحتى 17 كه از مجالست وى مى يافتم از مجالست هيچ‌كس نمىيافتم و در ميان اين دو استاد 18 به جهت كمال محبت و و داد طريقهء مزاح بوده و در مخاطبهء يكديگر شعرها دارند . از آن جمله خواجه حسن گفته 19 : خسرو از راه كرم بپذيرد * آنچه 20 من بنده حسن مىگويم سخنم چون سخن خسرو نيست * سخن اينست 21 كه من مىگويم