محمدصادق دهلوي

مقدمه 84

كلمات الصادقين ( فارسي )

نهايت شفقت و مرحمت بوى مىنمود و يكى از رقعاتى كه شيخ به خط خود بوى نوشته اينست كه بطريق تبرك ايراد يافته 1 - بعد از * محافظت 2 جوارح از امور نامرضيهء شرع اجتناب نمايد و در مراعات [ 134 ] اوقات هم مىكوشد 3 و عمر عزيز كه سبب تحصيل كل مراداتست غنيمت شمرد و روزگار را ببطالت مصروف نگرداند و اگر در ضمير انشراح يابد بر 4 پى انشراح رود كه آن در طريقت اصلى 5 معتبر است و در كل كارها استخاره را تقديم نمايد . و السلام 6 . بالجمله 7 هيچ‌كس را به خدمت شيخ آن قرب و محرميت كه مير 8 داشته نبود . هر شب بعد از خفتن در خلوت خاص رفتى و از هر باب سخن كردى و از ياران و خلفا 9 هركه را درخواست بودى بوى گفتى تا عرض نمودى و كلمات متبركهء پير بزرگوار خود آنچه در خلوت و 10 مجلس استماع مىنمود جمع مىكرد و مرحمتهائى كه در باب او 11 از شيخ صادر شد 12 آن را كتابت كرده و نسخهء بعضى از آنها اين است : سلطان المشايخ اين بنده را فرمود كه من از همه تنگ آيم از تو تنگ نيايم . دوم 13 بار گفت كه از همه تنگ آيم تا حدى كه از خود تنگ آيم و از تو تنگ نيايم 14 . وقتى مردى از ايشان درخواست نمود كه از آن نظرها كه در حق خسرو است يكى در كار من كن . در حضور او جواب نگفت . اما بنده را گفت آن وقت در خاطر مىگذشت كه بگويم آن قابليت بيار . و خواجه با بنده عهد خدائى كرده كه هرگاه ببهشت [ 135 ] خرامد بنده را در برابر خود ببهشت برد . وقتى بر زبان مبارك خواجه گذشت دعاى 15 من بگو كه بقاى 16 تو موقوف است بر بقاى 17 من و بايد كه ترا در پهلوى من دفن كنند . اين سخن بكرات به خدمت ايشان ياد داده شده 18 و فرموده‌اند كه همچنين خواهد شد ، ان‌شاءالله تعالى * .