محمدصادق دهلوي
مقدمه 85
كلمات الصادقين ( فارسي )
در سير الاولياء * و اخبار الاخيار * آمده كه وقتى شيخ برياض رضوان خراميد مير 1 خسرو حاضر نبود همراه سلطان محمد بن 2 تغلق به طرف بنگاله رفته بود بعد از استماع اين واقعه بىرخصت بدهلى آمد و 3 گريهها كرد و تعزيتها داشت و ديوانگيها نمود و لباس سياه پوشيد و مقابل 4 قبر شريف بنشست و گفت : اى مسلمانان من چه باشم كه از براى چنين پادشاهى گريه كنم و ماتم دارم . براى 5 خود مىگريم كه مرا بعد از شيخ چندان بقائى نيست و بعد از شش ماه ازين واقعه در هژدهم 6 شوال و قيل پس از سه ماه ، روز چهارشنبه نهم ذىالقعده 7 سنهء خمس و عشرين و سبعمائه وفات يافت ، هم در سال فوت سلطان غياث الدّين تغلق شاه بعد از نه ماه از وفات او در پايان پاى شيخ مدفون شد * . يزار و يتبرك به . فاضلى در تاريخ وفات وى گفته 8 : [ 136 ] مير خسرو ، خسرو ملك سخن * آن محيط فضل 9 و درياى كمال نثر او دلكشتر از ماء معين * نظم او صافىتر از آب زلال بلبل دستان سراى بىقرين * طوطى شكر مقال بىمثال از پى تاريخ سال فوت او * چون نهادم سر به زانوى خيال شد عديم المثل يك تاريخ وى * ديگرى شد طوطى شكر مقال و فوائد انفاس شريفهء وى چه از قسم نظم و چه از قسم نثر مشهورتر از آنست كه محتاج 10 اندراج اين رساله بوده باشد . با وجود آن به جهت تبرك اين غزل كه در خزينهء خيال حاضر بوده 11 ، تحرير نمود 12 : همه مستى خلق از ساغر و پيمانه مىخيزد * مرا ديوانگى زان نرگس مستانه مىخيزد خوشم با آه گرم امشب مده تشويشم اى گريه ! * كه خوش مىسوزدم اين آتشى كز خانه مىخيزد 13 همهشب با خيال افسانههاى 14 درد مىگويم * مرا اين جمله بىخوابى ازين افسانه مىخيزد 15