محمدصادق دهلوي

مقدمه 83

كلمات الصادقين ( فارسي )

كثرت آن يگانهء عالم است و مرتبهء نظم و نثر و فضائل صورى و معنوى وى از آن افزون و مشهورتر است كه احتياج بتحرير داشته باشد . گويند چون امير خسرو متولد شد ، مير لاچين در جامه پيچيده 1 پيش مجذوبى برد كه در جوار خانهء وى مىبود 2 . ديوانه گفت : آوردى كسى را كه دو قدم از خاقانى پيش خواهد رفت . در اخيار الاخيار * مسطور است كه تواند 3 كه قصد آن مجذوب از دو قدم مثنوى و غزل باشد ، چه وى در طرز 4 قصيده بخاقانى نرسيده و اگر رسيده پيش نرفته . امير در بعضى از مصنفات * خود نوشته كه اشعار من از پانصد هزار كمتر و از چهارصد هزار بيشتر است و تصانيف آن جناب بسيار است . گويند كه 5 نود و نه كتاب تصنيف كرده . اين همه گشايش ببركت آب دهان سلطان المشايخ يافت چنانچه عارف جامى قدس سره السامى در نفحات 6 * آورده كه روزى خسرو 7 صحبت خضر را دريافت و التماس نمود كه [ 133 ] آب دهن مبارك خود در دهان وى كند . خضر على نبينا و عليه السلام گفت اين دولت نصيب سعدى شد . اميرخسرو با خاطر شكسته به خدمت شيخ الاسلام شيخ نظام الدّين 8 آمد و صورت حال باز نمود . شيخ آب دهن خود در دهان وى انداخت و اين رباعى انشاد 9 فرمود 10 : خسرو كه بنظم 11 و نثر مثلش كم خاست * ملكيست 12 * ملك سخن آن خسرو راست 13 اين خسرو ماست ناصر خسرو * نيست * زيراكه خداى 14 ناصر خسرو ماست ببركت آن اعجوبهء 15 شعراى 16 اولين و آخرين شده و از بىنظيران عالم گشت و در علم 17 موسيقى بىمثل بود و غزليات دلكش و رباعيات جان‌بخش و مقطعات روح‌افزاى 18 و ابيات دل‌آويز در سرود مىبست و بقوالان مىآموخت و 19 هرگاه شعرى تازه مىفرمود اول به نظر سلطان المشايخ گذرانيدى ، بعد از آن شهرت دادى و نسبت بشيخ غايت اعتقاد و محبت و اخلاص داشت و شيخ نيز