محمدصادق دهلوي

مقدمه 44

كلمات الصادقين ( فارسي )

عالميانست و در دين و دنيا هرك را حاجتى است از خدمت وى برمىآيد و حق تعالى زمام مملكت دنيا بدست ما داده ما را بايد كه هر كارى و مصلحتى كه در مملكت پيش آيد به خدمت شيخ عرض 1 داريم تا در آنچه خيريت مملكت و صلاح ما در آن بود اعلام فرمايد بنا بر آن فصلى چند درين باب به خدمت فرستاده زير هر حديثى جواب آن بنويسند 2 تا ما آن را بپرداخت رسانيم و اين كاغذ را بدست خضرخان كه 3 از جمله پسران محبوب‌تر و مريد شيخ بود به خدمت شيخ فرستاد . چون خضرخان آن كاغذ را بدست شيخ داد مطالعه نفرمود و حاضران مجلس را گفت : فاتحه خوانند 4 . بعد از آن گفت : درويشان را با كارهاى پادشاهان چه‌كار 5 ؟ من درويشم و گوشه گرفته و بدعاگوئى پادشاه 6 مسلمانان مشغول . اگر بسبب اين معنى پادشاه بعد ازين 7 چيزى مرا بگويد 8 ، من ازينجا هم بروم ، ارض اللّه واسعة . چون اين خبر بسلطان علاء الدّين رسيد خوشحال شد و معتقد گشت . ذكر وفات سلطان المشايخ قدس سره در سير الاولياء * و اخبار الاخيار * مسطور است كه در آخر عمر كه سن شريف وى از هشتاد متجاوز شد بغايت [ 72 ] مجاهده پيش گرفت و صوم دوام داشتى و بوقت افطار اندك چيزى چشيدى . طعامى كه * وقت سحر مىبردند اكثر چنان بودى كه نخوردى . اگر خادم عرضه داشتى 9 كه مخدوم وقت افطار كمتر خورده اگر از طعام سحر هم نخورد حال چه شود ، بگريستى و گفتى كه چندين مسكينان و درويشان در كنجهاى 10 مساجد و دوكانها 11 گرسنه و فاقه‌زده افتاده‌اند 12 . اين طعام در حلق من چگونه فرورود 13 . و 14 همچنان طعام از پيش برمىداشتنند و چون ايام رحلت آن قدوة الاولياء نزديك رسيد پيش از رحلت چهل روز طعام نچشيد و در آخر وقت كه از عالم مىرفت مىگفت : وقت نماز شده است و من نماز گزارده‌ام 15 ؟ اگر مىگفتند : گزارده‌ايد 16 . مىفرمود : بار ديگر بگزاريم 17 . هر نماز را مكرر مىگزارد 18 و مىفرمود : مىرويم 19 ، و باقبال * خادم مىفرمود كه اگر چيزى در خانه نگاه دارد فرداى 20 قيامت از عهدهء جواب آن 21