محمدصادق دهلوي
مقدمه 110
كلمات الصادقين ( فارسي )
نهادند . گفت : خاطرها جمع باشد كه اين كشتى را آفت نتواند رسيد چه من از سيد كاينات صلى اللّه عليه و سلم بفرزندان صالح مبشرم و لا بد ظهور اين معنى شدنى است . همان دم شورش تسكين يافت و آنچه فرموده بود ظاهر شد . يكى از مخلصان آن جناب را آرزوى طواف حرمين سراسيمه ساخت . رخصت و 1 تجويز نيافت . چون نيت وى درستى داشت ، مبالغه نمود . فرمودند : روز جمعه پيش از همهوقت بامداد در مسجد حاضر شوى و جواب آن بشنوى . چون 2 آن روز رسيد و فرموده به عمل آمد به مجرد مشاهدهء چهرهء دلفزاى شيخ از خود رفت و در آن غيبت خود را در حرم يافت و طواف اماكن شريفه بجا آورد . چون به هوش آمد اثرى از آنچه ديده بود نديد . ايشان را ايستاده يافت . تبسم مىكردند و مىگفتند كه با فرزندان خود باش كه اجر آن زياده است [ 177 ] هم از مخلصان ايشان نقل كرده كه مرا فرزندى نبود . روزى بملازمت رفتم و در خاطر آوردم كه اگر مرا فرزندى مقدر است بايد كه بشارت دهند . گفتند : ترا دو پسر مىشود . يكى را احمد و ديگرى را محمد نام كن . در خيال گذشت كه اگر تعيين 3 مدت مىكردند سبب زيادتى مسرت بود . فرمودند : هم درين 4 سال هر دو بوجود مىآيند . همچنان شد كه فرمودند . شاه ابو الغيث بخارى قدس سره * پسر شيخ حاجى عبد الوهاب است و نبيرهء دخترى شيخ صدر الدّين . از شاه عبد اللّه نصيبى كلى داشت و اكثر در خدمت او بودى . شاه عبد اللّه او را پيراهنى واژگون پوشانيده بود 5 . بدين سبب جذبه بر وى غالب آمد و با وجود آن دقيقهء از دقايق شريعت فروگذاشت ننمودى . سكرى طافح و حالتى قوى داشت . اكثر كتب متداوله خوانده بود و بعد از تحصيل مجذوب شد . گويند در زمانى كه تحصيل علم مىكرد از طالبعلمان سبقت درس التماس مىكرد و مىگفت شما دايم خواهيد خواند . مرا اعتماد بر فرصت و وقت نيست . خدا داند كه چه حالت پيش آيد . و از وى كرامات و كشف و خوارق بسيار منقول است . از آن جمله حضرت مخدوم در اخبار الاولياء آورده كه 6 وقتى تمام روز در خانه وى نان