محمدصادق دهلوي
مقدمه 100
كلمات الصادقين ( فارسي )
شيخ بدر الدّين سمرقندى قدس سره مريد * و خليفهء شيخ سيف الدّين با خرزى است و او خليفهء شيخ نجم الدّين كبرى و شيخ نجم الدّين مريد شيخ عمار ياسر و وى از اصحاب 1 ابو النجيب سهروردى الى آخر النسبة چنانچه در ذكر شيخ عثمان سياح معلوم شد و شيخ بدر الدّين 2 شيخ نجم الدّين كبرى را نيز دريافته بود و سخت بزرگ بوده . از بخارا بهند آمد و در دهلى بذوق مصاحبت سلطان المشايخ اختيار امامت كرد و در صحبت شيخ نظام الدّين اوليا سماع شنيدى و بغايت خوبصورت و نيكوسيرت 3 بود . در زمان سلطان المشايخ برحمت حق پيوست و در دهلى مدفون شد و قبر شريف وى در مزارات دهلى كهنه است . * در درر نظامى * مسطور است كه روزى شيخ نظام الدّين و شيخ بدر الدّين بعزم ديدن امير خورد رفتند ، او در مراقبهء عظيم استغراق داشت . بدر الملة بتقريبى عزيزانى را كه در هر شهر ديده بود گفتن گرفت كه 4 فلان مقام فلان را ديدم ، فلانجا فلان را . نظام الاولياء گفت : اى برادر سخن را كوته بكن . شايد از زبان اين بزرگ سخنى بشنويم كه فايده كند . ناگاه امير خورد سر از زانو برداشته فرمود : اى بدر الدّين چندين كسان را كه ديدى و شمردى درين ميان كسى در توهم ديد ؟ شيخ ركن الدّين فردوسى قدس سره پير شيخ نجيب الدّين فردوسى و مريد شيخ بدر الدّين سمرقندى مذكور است . در حقايق و معارف بىنظير بود . عظمت صورى و معنوى از جبههء وى جوش مىزد . در دهلى بودى . چون سلطان معز الدّين كيقباد در كيلوكهرى شهر نو بنا كرد وى آمده 5 در كنار آب جون مقامى ساخت و آنجا مىبود . در اخبار الاخيار * مذكور است كه غالبا ميان وى و شيخ نظام الدّين چندان محبت و اخلاص نبوده چنانچه در سير الاولياء * مسطور است كه پسران شيخ ركن الدّين