مير تقي الدين كاشاني
37
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
كنون كه دشمن جانند هر دو ، چون باشم * درين خرابهء عُسرتفزاى عثرتگاه « 1 » در اين خرابه شدم پير در جوانىها * مرا زمانه به ناكام بس كه داشت نگاه ز خصم و چرخ چنين در تزلزل افتادم * كه روى چرخ سيه باد و روز خصم سياه ز رستخيز سپهر و هجوم خصم چه باك * چو مىبريم به اميدگاه خويش پناه سمىّ شاه رسل ، وارث امير عرب * وزير شاه عجم ، آصف سليمانجاه مدار كون و مكان چون بر اوست ، باشد سهل * به جنب شأن و شكوهش كمينه ، آصف شاه ميان لا و نعم بحث بود پيش دلم * درين كه هست إله دگر به غيرِ إله دلم به درگه قدرش چو كرده بود گذار * به شوكت و جبروتش چو كرده بود نگاه به آن رسيد كه لا را كند زبون نعم * خرد رسيد كه هان ، لا إله الّا اللّه ز هم نهفته پى كسب نور از رايش * قمر شب استد و خور روز ، پيش آن درگاه سران دهر بر آن در چو راست بنشينند * به قصر قيصر و فغفور ، كج نهند كلاه چه شد كه نيست بر آن در نشان پاى سران * كه مىروند به درگاه او سران به جباه
--> ( 1 ) . اصل : عشرتگاه .