مير تقي الدين كاشاني

714

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

اشكال و ابجد است مر آن علم را يقين * تأويل آن شنو كه من آن را مؤّولم « 1 » اشكال آن حروف رقومىست بو العجب * كان را كسى نديده و نشنيده جز دلم هر مسئله كه پرسى از آن گويمت جواب * مانند درّ ناب كه بحر مسائلم * * * نوشته‌اند برين سقف لاجورد به زر * كه دهر سفله‌نواز است و بىخردپرور سپهر عيب سرشت از كمال بدمهرى * كشيده خنجر كين بهر خون اهل هنر مرو دلير به صحراى حادثات اى دل * كه گرگ حادثه مردم در است و مردم خور به كهنه خانهء عالم مقيم نتوان بود * مكن مقام درين « 2 » آرمان‌سراى دو در مجوى ميوهء عيش و طرب ز نخل اميد * كه اين درخت بجز بار غصه ندهد بر درين سراچهء دهر اى پسر به ناز مَزى * كه اين‌چنين نتوان زيست در سراى پدر مكن ز خوان نوال فلك نواله طلب * مشو فريفتهء او به قرص شمس و قمر ازين سبب كه شكم‌پرورى و نفس‌پرست * زمين شكاف چو گاوى و باركش چون خر ز من مرنج و مكن رنجه خاطرت بسيار * چو گويمت كه تو هستى ز گاو و خر كمتر چرا اگرچه ندارند اين دو نطق و خرد * ولى به خلق رسانند منفعت ، نه ضرر

--> ( 1 ) . اصل : مئولم . ( 2 ) . اصل : مكن درين مقام .