مير تقي الدين كاشاني

700

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

با سگش شد ساكنى همراه و مىديدم كه سگ * پر تهى مىكرد پهلو و ز همره ننگ داشت [ 11 . ] مولانا رموزى اصل وى از قريهء نشلج است من اعمال مدينهء دار المؤمنين كاشان . او را در نظم اشعار قوت و قدرت بسيار بود و پيوسته در فقهيّات و ديگر علوم رسايل نظم مىنمود . از جمله اشعار مولانا رموزى كتاب شرايع است كه مسايل آن را در سلك نظم كشيده و در آن نسخه كمال وقوف و قدرت خود در تصحيح عقايد دينيّه و تنقيح مسائل يقينيّه مندرج گردانيده ، و ايضا در علم رمل و اعداد بىمثل زمان خود بود و در ساير علوم نيز با اقران و امثال برابرى مىنمود . در اوايل ايّام جوانى به دريافت علم رمل توجّه پيدا كرد و آن فن را آنچنان از پيش برد كه رقم نسخ بر گفتار و احكام صاحبان آن علم كشيده و بعد از مهارت در آن ، علم رمل ديگر به طريق خاص اختراع فرموده و همواره از اشكال آن رمل استخراج مخفيّات و خباياى ژضماير كرده ، سخنان موافق و احكام مطابق به ظهور رسانيد . از غرائب واقعات كه مولانا رموزى را اتّفاق افتاد يكى آن بود كه در اواسط احوال ، كه فى الجمله شهرتى پيدا كرده بود و مريدان به هم رسانيده ، به واسطهء غلبهء سودا ، دماغ مولانا را خبطى رسيده دعوت نبوّت كرد و چون اين خبر در دار المؤمنين كاشان انتشار يافت ، حضرت سيادت‌پناه اقضى القضاة امير فخر الدين على و حكومت و ايالت دستگاه آقا كمالى فرستاده مولانا را به شهر آوردند و آن وزير عالىجاه ، از كمال اشفاق كه به اهل استعداد داشت ، از مولانا پرسيد كه اين نوع كفرى به تو اسناد مىكنند واقعى است يا نه ؟ مولانا در جواب سخنى چند گفت كه از آن كمال جنون وى ظاهر شد ، لاجرم آن حضرت متنّبى مشار اليه را به دار الشفاء فرستاده و تنبيه و زنجير نمود و حكيمى به جهت معالجهء وى مقرّر فرمود . امّا بعد از آنكه فى الجمله حالت مولانا به اصلاح آمد و اقوال و افعالش صورت مقبوليت پيدا كرد از آن بند خلاص شد و به جدّ تمام و جهد لا كلام به تتبّع علوم منقول و مطالعهء كتب متداوله اشتغال نمود ، لاجرم در اندك زمانى اطلاع بر قواعد فقه پيدا كرده ، علم اعلميّت برافراشت .