مير تقي الدين كاشاني

701

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

اتفاقا روزى در مجلسى كه جماعت كثير از اهل فضل حاضر بودند و شيخ علاء الدين آملى كه يكى از فقهاى دانشور بود و به صفت علم و عمل سرآمد علماء زمان مىنمود در آن مجلس حاضر ، ميان مولانا رموزى و جناب شيخ مشار اليه بر سر مسأله‌اى بحث شد و مولانا به واسطهء حدّت طبع با مولانا علاء الدين به غايت گستاخانه بحثى كرد و در رعايت آداب مرتبهء آن جناب بجاى نياورد . بنابر آن بىادبى ، مولانا علاء الدين از وى رنجيده مولانا را به الحاد منسوب گردانيد و در آن زودى به اردوى معلّا رفته ، شمه‌اى از احوال سابق مولانا به عرض نواب همايون اشرف اعلى رسانيد و چون حضرت خاقان سليمان مرتبت در تقويت اركان شريعت اهتمام تمام مىفرمود ، قورچى تعيين نمود كه مولانا را به اردوى معلّا رساند و بعد از تحقيق احوال ، آنچه مقتضاى شريعت غرّا باشد دربارهء وى اجرا فرمايد . القصّه ، مولانا رموزى مصحوب آن قورچى به اردوى همايون رسيد و بعد از چند روز كه در اردو بود و بعضى از امرا بر حالت وى اطلاع پيدا كردند او را به مجلس همايون بردند و به بساطبوسى مجلس اشرف سرافراز شد و نوّاب اعلى از وى سخنان پرسيد و مولانا در جواب سخنان خوب گفت ، چنانچه حرفى كه دلالت بر الحاد وى كند ظاهر نگشت و هم در آن مجلس جمعى تعريف رمل مولانا كردند و احكامى مطابق كه از رمل وى شنيده و ديده بودند به عرض پادشاه گيتىپناه رسانيدند ، لاجرم حضرت خاقان مبرور چيزى در دست گرفته او را گفت رملى بكش و آنچه در دست من است اعلام نماى . مولانا ملاحظهء وقت نموده رمل كشيد و گفت آنچه در دست نوّاب كامياب است انگشترى است كه فيروزه در آن نشانده‌اند و بر سر ديگر ياقوتى به اين صفت در او مركوز ساخته ، على الجمله چون آن‌چنين موافق افتاد بعد اليوم رتبهء ديگر يافته از اهل مجلس گشت و بعد از آنكه از شاه دين‌پناه رعايت كلى يافت ، متوجّه وطن مألوف گشت و مدتى ديگر در دار المؤمنين كاشان ساكن شده همّت بر نظم كتاب شرايع الاسلام گماشت و در اندك زمانى مسائل آن كتاب افادت آيين را نظم ساخته رايت اجتهاد برافراخت . امّا در اين مرتبه فتاوى چند كه موافق هيچ مذهبى نبود در ميان عوام شهرت داد ، از آن جمله گفت كه كلمهء طيّبهء « على ولى اللّه » در تشهد نماز واجب است و جزو شهادتين است . و از اين قبيل مسألهء چند ديگر بيان مىكرد كه مطابق قول هيچ يك از فقهاى