مير تقي الدين كاشاني
26
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
ساربان او مگر بر دست پيشاهنگ بست * با جرس زنگ قمر ، كز ننگ مىنالد جرس ؟ گر عياذا باللّه از بيم عُقاب تيغ كفر * طاير روح مسلمانان نماند در قفس در ميان خود را طبيب مرگ سازد جلوهگر * باشدش هر سو علاج زخم « 1 » بيماران هوس بس كه از بيم سپاه كفر گردد مضطرب * ساعد جان باشدش در دست و نشناسد مجس ز آن « 2 » همه يك نعرهء تكبير احرامت كفاف * در ميان آن همه ، يك تيغ عريان تو بس خصم عاجز گشته گويد با زبان زينهار * لا فتى الّا على لا سيف الّا ذو الفقار « 3 » [ بند سوم ] اى كه از خاك رهت خورشيد زيور يافته * از غبار آستانت زيب ديگر يافته كشتى ايمان نشد مستغرق درياى كفر * كز ازل از زور بازوى تو لنگر يافته مالك دوزخ ، بجز خصمت سزاوار عذاب * جسته بهر امتحان بسيار و كمتر يافته آب كوثر آتش دوزخ كند بر كس حرام * ليك اين خاصيّت از ساقىّ كوثر يافته گشته محظوظ از كف پاى ولى كتف نبى * آنقدر كز بُت شكستن حظ « 4 » پيمبر يافته گر نبودى كفر مىگفتم كه جز پيغمبرى * هرچه احمد يافته از يمن حيدر يافته مىتواند بود آنجا خواجهء هر هشت خلد * هركه آنجا خويش را يكرنگ قنبر يافته پادشاه از كس ستاند دختر امّا كم دهد * قدر او بين كز رسول اللّه دختر يافته شمع نطقم مرده بود امّا ز يمن مدح تو * اين زمان خاصيت گوگرد احمر يافته
--> ( 1 ) . اصل : رحم . ( 2 ) . اصل : ران . ( 3 ) . اشاره به فرمايش حضرت رسول در جنگ احد است . ( 4 ) . اصل : خط .