مير تقي الدين كاشاني
27
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
باد كوته نطق اگر گفتست مدح ديگرى * هركه طبع خويشتن را مدحگستر يافته بر كسى ظاهر نگشتى خلق آدم را سبب * اى حرم مولد ، ترا والد اگر ماندى عزب [ بند چهارم ] اى كه نامد غير وصفت در بيان مصطفى ( ص ) * گرچه گستاخى است شد عاجز زبان مصطفى حرب خندق افضل آمد از عبادات دو كون * چون برآوردى دمار از دشمنان مصطفى گشت از ذات تو نسل احمدى رونقپذير * ماند از شمع تو روشن دودمان مصطفى واى آن بىدين كه داند فرق جز پيغمبرى * در ميان مرتضى و در ميان مصطفى شان نگر كاستغفر اللّه خالقش خوانند هم * كس نبردهست اين گمان نسبت به شان مصطفى يكجهت ، يكرنگ ، تابع ، همزبان ، همدم ، انيس * مصطفى را مونس جان ، بلكه جان مصطفى اى كه هر ساعت نثار روح پاكت مىكند * تحفهء صلوات ، جبريل از روان مصطفى رشك بر حُسن كلامم داشتى حسّان اگر * هر دو مىبوديم باهم در زمان مصطفى گشتم از عصيان نشان با آنكه در راه نسب * مىدهد اصلم نشان از خاندان مصطفى نامهء من گشته از عصيان سيه چون روى من * واىِ من روز قيامت گر نبينى سوى من