مير تقي الدين كاشاني
19
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
پيش رخش گر عقيق ، دم زند از رنگ خويش * چرخ بتابد به عنف روى سهيل از يمن تازهتر از شاخ گل ، بردمد از قعر گور * گر شنود بوى او كشتهء خونين كفن در ظلمات است ليك بر سر آب حيات * هر دل مسكين كه او ، بسته به مشكين رسن لشكريانش همه ، شيردل و شيرگير * عسكريانش تمام ، پيلتن و پيلكن سيرگه باطنش ، كوچهء صدق و يقين * غوطهگه خاطرش ، لُجّهء سرّ و علن از قدم بنديان ، بند سياست گسل * بر گنه مجرمان ذيل حمايت فكن اى به هزار اعتبار ، كرده تو را كامكار * كام ده ذو الجلال ، پادشه ذو المنن حلم تو هرجا كه كرد پاى وقار استوار * مىكند آنجا سپند ، بر سر آتش وطن معدلتش خسروى است ، در سپهش هر نفر * تيشهء فرهاد گير ، ريشهء بيداد كن دست سبك ريزشات ، دشمن گنج گران * لعل گران ارزشات معدن دُرّ عدن پردهء اهل سكون ، برفتد از روى كار * چون متحرّك شود ، سرو تو در پيرهن تا دهى اشجار را ، لطف خرامش به ياد * سرو خرامنده را ، ساز چمان در چمن