مير تقي الدين كاشاني
613
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
نبودى اگر كفر مىگفتم الحق * كه از قابض روح اينجا ستم شد سخن مختصر ، آن گل كم توقّف * چه نزهت ده بوستان عدم شد به لوح بيان بهر تاريخ فوتش * « گل گلشن قابليّت » « 1 » رقم شد و جناب مولانا فهمى را مصيبت فرزند سعادتمند موجب ملال شد و الحق كدام واقعه از فوت چنين خلفى كه عمر ثانى و نتيجهء زندگانى است دلسوزتر و جانگدازتر تواند بود ، لاجرم چند روز از روى اضطرار گريه و نوحه مىكرد و از كلال و ملال دست از كار و بار كشيده مىداشت ، ليكن چون دانست كه فايدهاى بر آن مترتّب نيست و آن دماغ خشكى منجر به سودا مىشود ، هر آينه سلوك جاده صبر پيش گرفت و در پس سپر شكيبايى ، كه بهترين نگاهبانى است تيرباران مصائب را گريخت ، و به اين مضمون مترنّم گشت . رباعيّه روزى كه دل تو با بلا خسته بود * بايد كه در آن خروشت آهسته بود در دام بلا به هرزه بسيار منال * باشد كه در آن مصلحتى بسته بود و چون اين كمينه از جملهء معتقدان و وصّافان اين طايفه است و دايم الاوقات به كلك تيز زبان ، توصيف و تعريف اين طبقه مىكند و تقويم و اعوجاج ايشان را به احسن بيانى و اوجه عباراتى ظاهر مىگرداند ، جناب مولوى فرمودند كه فرزندى مولانا غضنفر وصيّت نمود كه فقير ، اعنى راقم اين حروف ، اشعار بلاغت انجام و ارقام اقلام حقايق اتّسام او را ، كه چون موى و زلف خوبان و يارانش پريشان است ، به صورت كاكل در اين تذكره مربوط سازم و ابيات فصاحت بيان و آثار كلك جواهر سلكش ، كه به رقم تفرقه و پراكندگى موسوم بود خلاصه در محلّ قابل مضبوط كنم تا ناظران اين خلاصه را تذكار و آن مرحوم را يادگار باشد ، لاجرم بنابر التزامى كه ذمّت خود را به آن مشغول ساخته بودم و قبول آن وصيت از والد وى نموده ، اكثر آن اشعار را در اين كتاب درج گردانيدم . انتخاب غزليّاته مرغ غمى كه بود دلم آشيانهاش * حالا دو روز شد كه خراب است خانهاش
--> ( 1 ) . به سال 993 ه . ق اشاره دارد .