مير تقي الدين كاشاني
612
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
والد نيكو اعتقادش باشد - اشتغال مىنمود . و الحق ، طبعى شوخ و صافى و ادراكى خوب و وافى داشت و گاهى كه به شعر گفتن ميل مىكرد ، غزليات عاشقانه و ابيات ظريفانه بر لوح تقرير و تحرير مىنگاشت . سليقهاش در انواع هنرمندى چنان رسا بود كه در هر كارى كه اندك زمانى در آن روزگار صرف مىنمود به بهترين وجهى ، به قيد تصرّف مىآورد ، از آن جمله در خط ثلث و نسخ و محقّق و غيرهم ، با وجود آنكه استادى نديده بود به قوت مشق بر خطوط استادان به آنجا رسانيد كه بسيارى از خطوط خويش به نام استادان آن فن خصوصا ياقوت المستعصمى كرده ، مبصّران جهان به خط ياقوت قبول كردند . امّا به واسطهء هرزهگردىها و مخالطت با مردم نامناسب به وادى لوندى و ملاهى افتاده و كتابت قرآن را از دست داد ، و به سبب سعت مشرب و تناول افيونات و مكيّفات در اوايل عنفوان جوانى ، سدّهء جگرى به هم رسانيده و زياده از دو سال به آن مرض جانستان مىگرديد ، اگرچه گاهى آن مرض به واسطهء ملاحظه از اغذيهء ناموافق و تداوى حكماى حاذق روى در تنزّل مىنهاد ، امّا باز به اندك بىپروايى ، آن مرض سمت تزايد مىپذيرفت تا آنكه آخر الامر آن مرض بر آن ذات استيلا يافت و به حكم : إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ « 1 » ، در شانزدهم تيرماه جلالى موافق سنهء 993 شهباز روح نازنينش قفس تن را شكسته به هواى فضاى دلگشاى رياض پرواز كرد و حظاير قدس را بر مجالس انس اختيار نمود . و كلك سخنگزار حسّان العجم مولانا محتشم جهت اين قضيه و ضبط تاريخ اين واقعه به اين قطعه زبان گشود . شعر غضنفر گل گلشن قابليّت * كه حرمان او موجب صد الم شد سيه ابرى از رفتن او برآمد * كه روى زمين غرق سيلاب غم شد نهاد افتراقش بر ايام بارى * كه پشت سپهر از گرانيش خم شد ز اعضاى شخص فصاحت همانا * كه از فوت او بهترين عضو كم شد ز خطّش چه گويم كه در عالم او را * نى كلك در خوشنويسى علم شد
--> ( 1 ) . يونس / 49 .