مير تقي الدين كاشاني
16
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
مغرب زمين بر السنه و افواه شاه و گدا و پير و برنا ، مسلم و كافر ، مقبل و مدبر ، نظم ثمينش مذكور است ، و بر الواح ضماير و صحايف خواطر جميع طوايف انام از خواصّ و عوام ، شعر لطيفش منقوش و مسطور ، و در اين ايّام كه اين كمينه به جمع اين اوراق مشغول است سه ديوان غزل ترتيب داده محتوى بر هفت هزار بيت . ديوان اوّل را كه بعضى از آن در ايّام تنسيم نسيم صبا به گفتن آن مشغولى نموده ، آن را صبائيه نام نهاده ، و ديوان ثانى را كه در زمان اظهار عشق شاطر جلال در سلك نظم كشيده ، آن را به جلاليّه موسوم ساخته و ديوان ثالث را كه در حال جوانى به ترتيب و تصحيح آن پرداخته به شبابيّه اتّسام داده ، و ديوان قصايد حضرات ائمه - عليهم السلام - و مدايح ملوك نيز جمع نموده قريب به هشت هزار بيت ، و رسالهء معمّيات ، و تواريخ نيز نوشته . غرض كه كثرت مهارت و ممارست آن جناب در فنّ شعر و دقايق آنچنان است كه در وصف هيچ احدى نيايد و زبان سخنسرا به وصّافى آن وفا ننمايد چه طبعش ميزان افكار است و سليقهاش معيار اشعار ، و در فنّ شريف انشا نيز كمالى بيش از وصف دارد و قدرت و مهارت آن منشى شعرا در تحرير مدّعيات و تقرير حالات درجهئى يافته كه بيان فصحا توضيح آن را از جملهء محالات مىشمارد ، مجملا بىشائبهء تكلّف و بىغايلهء تصلّف هرچند تعريف و توصيف مشار اليه در فنّ شاعرى و سخنسازى و صنعت شعر و نكتهپردازى كنند از شيوهء مبالغه و اغراق دور است ، چنانچه هيچ احدى را از اهل تميز و انصاف درين معنى مجال سخن و محلّ دغدغه نمانده و لهذا بدين رباعى اختصار كرده مىشود « 1 » :
--> ( 1 ) . از اوّل شاه طهماسب تا ظهور شاه عبّاس در ايران به استادى و شاعرى مقبل بود و هميشه پاى فطرت در ركاب حكومت داشت . از همگنان منفرد و مستثنا بوده و شهرتى كه او در زمان حيات خود كرده ، هرگز هيچ شاعرى را از متأخرين دست نداده ، امّا چون در اواخر ، غزل را نه به ذوق خود مىگفت ، بلكه به روشى كه ، عوامپسند كردندى و فهميدندى و مطبوع ايشان افتادى ، گفتى ، مرتبه مرتبه از نظر اعتقاد خواص افتاده ، و الّا در قصيده و بعضى از غزل ، استاد بىمثل است و هيچكس را بر وى طعنه نمىرسد . و الّا ترجيعبند حضرت حسين را چنان گفته كه اگر شعرش منحصر به همان باشد ، او را كافى است . در تاريخ گفتن نيز بىمثل است . قصايد سراپا تاريخ نيز گفته ، از جمله در جلوس شاه اسمعيل ثانى شش رباعى گفته كه از آن يكهزار و سيصد و بيست و هشت تاريخ از حروف منقّط و غير منقّط بيرون مىآيد ، چنان كه خود در قطعهاى ديگر تصريح و توضيح آن نموده . -