مير تقي الدين كاشاني

15

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

[ 1 . ] حسّان العجم مولانا محتشم مدّ اللّه تعالى ظلال فصاحته پيشواى اكثر اين طبقهء عالى شأن ، بلكه مقتداى طوايف سخنوران ايران و توران است . خاطر دريا مقاطرش محيط لآلى ايقان ، و عقود كلام معجز مآثرش كاللؤلؤ و المرجان ، تا بلبل فصاحت بيانش چون عندليب خوش الحان مترنّم گشت ، طوطيان شكّرشكن هند خاموشى اختيار كردند . تا در ميخانهء طبع عالى مشربش گشاده شد ، مجلس رندان فارس درهم شكسته ، ديگر لب به شراب ديگران شيرين نكردند ، تا در نوبهار سخن‌پيراى چمن ، فكرتش چون نسيم صبا وزيدن گرفت ، شمايم نفحات بهارستان كمالات نامى اهل خراسان و ماوراء النهر ديگر عطربيزى نكرد . و الحق در فن شاعرى از همه كس در پيش است و خاقانى زمان و سلمان عصر است . در ابتداى سنّ صبا چون شاعرى طبعش را جبلّى بود ، به فكر شعر مشغول گشت و در آن وادى چنان كوشيد كه زياده بر آن متصوّر نتوان بود « 1 » تا سرآمد شعراى روزگار گرديد . اگرچه مولاناى مشار اليه به حسب قوّهء طبيعت و كثرت ممارست بر جميع اصناف شعر قدرت تمام دارد ، ليكن ميل طبعش به مثنويات كمتر است و لهذا دايم الاوقات به نظم غزليات و قصايد و تواريخ و معمّيات مشغولى مىنمايد و ابيات عاشقانه و اشعار مدّاحانه بر لوح روزگار به يادگار مىگذارد و طبعش همچو سليقه‌اش در غايت درستى است ، و ذهنش همچو فكرش در نهايت متانت و راستى ، به فنون شعر چنان كه مىبايد ، مىرسد . اشعار مطبوع و ابيات مرغوب وى از غزل و قصايد و مقطّعات و مراثى و تواريخ بيش از آن در ميان اهل عالم منتشر است كه شرح توان كرد ، چه از سرحدّ خطا و ختن تا نهايت بلاد روم و

--> ( 1 ) . اصل : نتواند .