مير تقي الدين كاشاني
559
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
دلم خوش از مى بىغش نگردد * به آبى خاطر ما خوش نگردد به غير از من كه خصم جان خويشم * كسى پيرامن آتش نگردد * * * هر لحظه هست با دگرى التيام تو * مىسوزد آه جان مرا لطف عام تو روح القدس ز خاطر من فيض مىبرد * تا گشته بارگاه دل من مقام تو [ 36 . ] مولانا نذرى اگرچه زادهء كاشان است امّا از جانب پدر از اتراك شاملو است و از جانب مادر از الوس جغتاست . مجملا از دو طرف به زيور خوبى ذات و حليهء نجابت صفات آراسته است و از نقص ظاهرى و عيب باطنى پيراسته . در ابتداى سن صبا كه به صفاى ظاهر موصوف بود با ياران و خوشطبعان مخالطت مىنمود و چون طبعش همچو وصفش موزون بود به گفتن اشعار غزل توجّه مىفرمود ، و با وجود آنكه در سلك معشوقان و منظوران زمان انتظام داشت ، اكثر اوقات همّت بر تحصيل فن عشق و شهرت در آن وادى ، در نشر حالات عاشقى مىگماشت و نزد آدمىزادگان به از خود و زياده از خود اظهار محبّت نموده علم شهرت و منادمت برمىافراشت ، و چون از محلّ خطر و ايّام ضرر درگذشت و فى الجمله روشناس مستعدان گشت ، در آخر زمان سلطنت ابو المؤيد سلطان محمد پادشاه از كاشان متوجّه ديار خراسان شده به مشهد مقدّسهء رضويه رسيد و در مدح امام ثامن ضامن على بن موسى الرضا - عليه التّحية و الثّناء - ، قصيدهاى - كه مطلعش اين است - از گنجينهء خاطر به عرصهء ظهور رسانيد . بيت سر به جاى پا درون روضهات عمدا نهم * زانكه مىترسم كه بر بال ملايك پا نهم و الحق اين مطلب در غايت خوبى گفته و مميزان ديار خراسان اين نظم را از او مستحسن شمرده ، لاجرم هم در آنجا منظور نظر صاحبقران دوران و ملحوظ عين رعايت پادشاه گيتىستان ابو المظفّر شاه عباس صفوى - خلّد اللّه ظلال عدالته و ابّهته الى يوم القيامه - گشته ،