مير تقي الدين كاشاني
10
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
نمايند و گروهى در تحصيل هواوهوس روزگار به اتمام رسانند و فوجى برزخ باشند ميان دو طايفه و محقّق عارف مولانا اهلى شيرازى مناسب احوال ايشان اين قطعه فرمايد : شاعران در جهان دو طايفهاند * نيك و بدشان ز حد شرح به در نيك ايشان به از فرشته بود * بد ايشان ز سگ بود كمتر اگرچه صانع قديم و مبدع حكيم - جلّ و علا - هر آفريده كه از عالم غيب به شهرستان وجود فرستاده ، او را طبيعتى داده كه از مقتضاى آن طبيعت بيرون نتواند رفت ، و از اينجاست كه محقّقى مىفرمايد : سينهء هركس گنجينهء سرّ اوست ، از وعاى هركس آن ترشّح كند كه در اوست و نيز ارباب عقول كه امناى اسرار عيوبند به طريق كشف و يقين دانستهاند كه حق - جلّ و علا - هر احدى را به خلعت شايسته و موهبت بايسته مشرّف ساخته نسبت به قدر قابليت ذاتش بر جادّهء مراتب ، مستقيم مىدارد ، و هر شىء را در كارخانهء وجود به نقشى و صفتى چنان فريفته مىسازد كه به سبب ملاحظهء آن پرواى رؤيت غيرش نمىماند . شعر هركسى را بهر كارى ساختند * مهر آن اندر دلش انداختند هرچند ، بيت آنكه پرگار زد اين دايرهء مينايى * كس ندانست كه در گردش پرگار چه كرد اگرچه اينها گلدستهء يك گلشن و نوباوهء يك چمنند امّا اختلاف در حقيقت ذات ايشان بسيارست . رباعيّه خوش باش كه در ازل نپرداختهاند * كار من و تو بىمن و تو ساختهاند بر نطع قضا و كعبتين تقدير * نرد من و تو بىمن و تو باختهاند غرض از تمهيد اين مقدّمات و مقصود از تنشيد اين كلمات آن است كه چون خلاصهء اشعار شعراى برگزيده از مشايخ و حكماى متقدّمين و فضلا و عرفاى متأخّرين را در اين خلاصه به هم آورديم و زبدهء افكار مبدعات طريف و تالد را جمع گردانيديم و از هر نوع