مير تقي الدين كاشاني
11
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
چندين ابيات رنگين و نكات شيرين ترتيب داديم ، اكنون محلّ است كه ذكر صفات شاعرانى و بيان حالات سخنورانى كنيم كه در اين روزگار در ميدان فصاحت ، جولان ايشان متداول است ، لاجرم اين خاتمه را به ذكر اسامى ايشان مزيّن ساختيم و زبدهء اشعار ايشان را در ذيل اركان اربعه جمع گردانيديم تا رتبهء هريك از ايشان ظاهر گردد و اگرچه قواى ناطقه را قوّت آن نمانده كه به وصف طوطيان شكرستان معانى و عندليبان گلستان سخندانى غنچهء دهان گشايد ، يا چون سوسن آزاده همه تن زبان گردد تا شمّهاى از اوصاف ايشان بيان نمايد ، ليكن برحسب دواعى ضرورت چون حكيم دانا - جلّ ذكره - در مبدأ فطرت قسمت اين ذرّهء بىمقدار و اين سوختهء باديهء محنت چنان كرده كه دائم الاوقات به ذكر و فكر اين طايفهء عالى مقدار كه منهيان آسمان سخناند مشغول باشد ، بنابراين دمى نگذرد كه بىسخن ايشان گذراند و زمانى نمىرود كه بىحديث ايشان به پايان رساند . رباعيّه چون تازه به اقبال سخن شد جانم * تا جان باشد دَرِ سخن جنبانم حاسد گريان بىسخن القصه و من * در باغ سخن به روى گل خندانم كتاب خلاصة الاشعار را به عدد بروج آسمانى بر دوازده اصل قسمت نموديم و باز هر اصلى را به دو فصل تقسيم كرديم برين تقسيم : فصل اوّل در ذكر سخنورانى كه اليوم بازار فصاحت به درر الفاظ ايشان آراسته و دكان بلاغت به غرر ايشان پيراسته ، مدّ اللّه ظلال فصاحتهم و بلاغتهم . فصل دوّم در ايراد اشعار سخنورانى كه بعضى از آن قبيلاند كه بندهء بىمقدار به خدمت ايشان در صغر سن رسيده و فيض بىنهايت از نظر كيميا اثر ايشان يافته و الحال در عرصهء فنا ساكناند ، و جمعى ديگر از ايشان را نديده و به ملازمت نرسيده ، و چون مصدوقهء « حبّ الوطن من الايمان » حديثى است صحيح و كلامى است در غايت شهرت ، لازم بود ابتدا از شاعران دار المؤمنين كاشان نمودن ، بلكه فرض متحتّم . و اگر ارباب فضل و انصاف زيادت تأمّلى واجب ببينند ، تمهيد معذرت و اسبال ذيل عفو لازم شمرند . اميد آنكه ايزد سبحانه و تعالى اين كتاب را سبب مزيد صدق و صفا كناد و درون ناظر و سامع و مفيد و مستفيد را از