مير تقي الدين كاشاني

9

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

كفّار در وقت انكار نبوّت سيّد ابرار - صلّى اللّه عليه و آله الاطهار - قرآن معجز بيان را به شعر نسبت كردند و آن حضرت را از جملهء شعرا شمردند ، چنانچه محقّق نامى مولانا عبد الرحمن جامى اين معنى را در سلك بيان كشيده مىگويد : شعر پايهء شعر بين كه چون ز نبى * نفى نَعتِ پيمبرى كردند بهر تصحيح نسبت قرآن * تهمت او به شاعرى كردند و آنكه حضرت حق - سبحانه و تعالى - به كلمهء وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ « 1 » ، دامن عصمت خاتم الانبياء را از آلايش اين تهمت مبرّا گردانيد ، نه جهت آن است كه كلام منظوم فى الواقع مذموم است ، بلكه مشعر به آن است كه معاندان ، فرقان حميد را داخل شعر ندانند و صاحب مقام محمود را در سلك شعرا منتظم نگردانند . و اگرنه چنين بودى بايستى كه هيچ از قرآن موزون نبودى و بر اوزان شعر موافقت نداشتى و حال آنكه بسيارى از آيتهاى فرقانى بر اوزان شعر واقع شده ، و نيز به زبان معجز بيان آن حضرت ابيات جارى شده ، چنان كه به ثبوت پيوسته كه در روز حرب حنين فرموده‌اند : انا النّبى لا اكذّب * انا ابن عبد المطّلب و از ائمّهء رفعت مقدار نيز اشعار بسيار منقول است به تخصيص حضرت شاه اوليا و برهان اتقيا ، اسد اللّه الغالب ، على بن ابى طالب - عليه الصلاة و السلام - ، چه ديوان بلاغت نشانش مشهور است و ابيات فصاحت آياتش بر السنه و افواه مذكور ، و بعضى از آن ديوان در صدر اين خلاصه مثبّت گشته تا ناظران را تطلّعى باشد و بىشائبهء لاف و غايلهء گزاف « 2 » ، اين فن شريف ، طراز خلعت كمالات انسانى است ، و اين صنعت لطيف سبب وصول به عالى مراتب سعادات جاودانى ، لاجرم پيوسته شعراى دوران در تفوّق بر امثال و اقران توسّل به آن نموده‌اند و همواره سخنوران فصاحت نشان نزد سلاطين عالىشان و خواقين متعالى مكان ، معزّز و محترم بوده ، ليكن اكثر ايشان بر درجات متساوى ننشينند و بر رتبات متفاوت فرود « 3 » آيند و بر طبقات مختلف ظاهر شوند ، چنانچه جماعتى بر كسب سعادات اخروى اقدام

--> ( 1 ) . يس / 69 . ( 2 ) . اصل : گذاف . ( 3 ) . اصل : فرو .