مير تقي الدين كاشاني

4

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

انصاف مظلومان مقصور داشته‌اند و در انتظار و انتصاف ايشان از ظالمان مبالغه‌ها نموده ، چنانچه به « 1 » بغاث الطّيور در عهود همايون ايشان از پنجهء قهر جوارح به هيچ وقت هيچ آسيب نرسيده است و وحوش برارى در ايّام دولت ايشان از سباع ضوارى در امان روزگار گذاشته‌اند . ابواب برّ ايشان مقيم بر اصحاب سلامت گشاده بوده و راه حرمان بر هيچ مسلمان بسته نيامده ، فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ « 2 » ، كه برحسب اين مقدمات درين روزگار حلّ و عقد و قبض و بسط ممالك اسلام را در قبضهء تسخير پادشاه كامكار ديندار نهادند ، وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ « 3 » ، و خلعت خلافت ظاهر و باطن و تاج سلطنت عالم صورت و معنى به پادشاه اسلام دادند إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ « 4 » ، اعنى فرمانده ، هفت اقليم ، آفتاب سپهر شاهى ، سايهء لطف الهى ، نگين خاتم سلطنت ، واسطهء عقد خلافت ، فاتح عقد كامكارى ، تميمهء وشّاح جهاندارى ، ديباچهء صحيفهء معدلت ، صدر جريدهء مكرمت ، نهال باغ جمال ، سرو بستان كمال ، سلطان اعظم ، شاهنشاه اعدل اعلم ، مالك رقاب الامم ، ملجأ سلاطين العرب و العجم ، ظلّ اللّه فى الارضين ، خليفهء رب العالمين ، ناصر بلاد اللّه شرقا و غربا ، حامى عباد اللّه بعدا و قربا ، ماحى ظلم الظلمة بالسّيف القاضب ، ناشر العدل و الاحسان برأيه الصايب ، المخصوص بعناية اللّه ، المعطوف بعواطف اللّه ، المنظور به نظر اللّه ، الملك الفيّاض ابو المظفّر السلطان ، شاه عباس الصّفوى ، خلّد اللّه تعالى ظلال دولته و ابّهته الى يوم الدين بمحمد و آله الطيّبين الطاهرين . بيت گردون نهاده چشم و زمانه نهاده گوش * هر حكم را كه راى وى امضا كند همى و اكنون كه دور دولت اين پادشاه دين‌پناه - اعلى اللّه شأنه - كه ايّامش به دوام مقرون باد و اوقاتش از آفات مصون ، رسيده اقتدا به آباى كرام كرده بر آن قرار ، انوار معدلت ايشان - انار اللّه براهين الماضين منهم و ادام اللّه دولة « 5 » الباقين - عالم را منوّر گردانيد و آثار نصفت به اظهار رسانيد و خطّهء گيتى را باز به حالت عمارت آورد . ملوك جهان به عبوديتش التجا كردند و

--> ( 1 ) . اصل : - به . ( 2 ) . الجاثيه / 36 ؛ اصل : فلله الحمد رب العالمين و رب السماوات و رب الارضيين . ( 3 ) . بقره / 247 . ( 4 ) . نمل / 16 . ( 5 ) . اصل : دولته .