مير تقي الدين كاشاني

5

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

سلاطين روزگار به طريق معهود پناه باز به درگاهش آوردند . شعر اين است كه آثار جهانبانى و دولت * از طلعت زيباش چو خورشيد هويداست وجود او كه جان مصوّر و روح مجسّم است ، در ميان اشخاص بشرى إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ « 1 » . صفت يافته چون ماه چهارده ميان ستاره هويداست ، و ايّام دولت ابد پيوندش كه سكينهء بلاد و عبادست چون ملّت اسلام از ساير ملل و اديان پيدا . بيت يلوح فى دول الانام دولتكم * كانّها ملّة الاسلام فى الملل اميد كه ايزد تعالى آفتاب دولتش تابنده و ظلّ معدلتش را پاينده داراد تا جهانيان در سايهء رأفتش به منتهاى همّت و قصاواى امنيّت رسند ، وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ « 2 » . امّا بعد چنين گويد بندهء كمينه تقى الدين محمد بن شرف الدين على الحسينى درين وقت كه اين نوباوه كه مسمّاست به خلاصة الاشعار و زبدة الافكار از كتم عدم به مكمن ظهور رسيده و تذكرة الشعراء و مجالس النفايس و مكارم الاخلاق را تلوى ميمون نهاد پديد شده و تربى همزاد در وجود آمده ، اگر اين كريمه كه در حجال كرامت پرورش يافته است به دستيارى مشاطهء قبول عالى حضرتى كه مقصد اصلى اين تأليف است ، زيب و زينت قبول يابد ، عجب نباشد ؛ چه گوشهء چتر دولتش سايه بر سر خورشيد انداخته است و منجوق رايت عزّتش پاى بر فرق فرقدين نهاده ، با فرّ فريدونى ، سرير جمشيدى گرفته و با عدل نوشيروانى ، افسر فرمان‌فرمايى يافته و با شكوه صفدرى ، رايت اسكندرى برافراخته و به انجاى حيدرى و شجاعت غضنفرى ملك صورى و معنوى را مسخّر ساخته : بيت از مرتبه دانىست ورين مرتبه‌دارى * ايزد ندهد مرتبه جز مرتبه‌دان را اعنى نواب عالى حضرت ، خلافت مرتبت ، سلطنت منقبت ، كيوان رفعت ، گردون بسطت ، مشترى مكان ، بهرام صولت ، خورشيد طلعت ، زهره عشرت ، عطارد فطنت ، ماه عزيمت ،

--> ( 1 ) . يوسف / 31 . ( 2 ) . ابراهيم / 20 .