مير تقي الدين كاشاني
464
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
مىدوانيد شرف را به سياستگه عشق * به تماشا بشتابيد ، كه ديدن دارد * * * يك دو روزى شد كه اين دل را شكيب از يار هست * غير از اين خوشحال و ما را كلفت بسيار هست * * * نقد جان هركس كه صرف راه محبوبى نكرد * عمر ضايع كرد و پندارم كه پرخوبى نكرد ديده دايم در رهى مىداشت چشم انتظار * اين تماشايى چه جايى را كه جاروبى نكرد او سواره مىگذشت آيا شرف از بهر چه * رخت خونآلود خود را بر سر چوبى نكرد * * * هرگز شكايت از تو به جايى نكردهايم * دردت كشيدهايم و دوايى نكردهايم چون غمزهء تو كرده تقاضاى دل ز ما * جان دادهايم و چون و چرايى نكردهايم خشمى ز ما نكرده سگ كوى تو كه ما * از پى نرفتهايم و صفايى نكردهايم * * * چو در شب خندهء پنهان جانان ياد مىكردم * اگر مانع نمىشد گريه ، صد فرياد مىكردم عجب جايىست كوى مىفروش اى كاش در آنجا * اساسى مىنهادم ، خانهاى بنياد مىكردم نخوردم آب خوش ديگر جدا از بزم ميخواران * غلط كردم چرا اين قوم را خوشباد مىكردم * * * من بر اينم كه شبم را سحرى خواهد بود * وين دعاهاى سحر را اثرى خواهد بود