مير تقي الدين كاشاني
463
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
انتخاب غزليّاته اگر رقيب برد پى به صحبت من و تو * چه حيلهها كه كند در كدورت من و تو من و تو از چه سبب لاف مهر و صبر زنيم * كه نيست صبر و وفا در جبلّت من و تو تمام عمر نبوديم يك نفس باهم * از آن سبب كه يكى نيست نيّت من و تو مدام منع من از باده مىكنى زاهد * خموش باش چه خيزد ز عفت من و تو شراب نوش و قوى دار دل كه ممكن نيست * كه عفو دوست شود كم ز زلّت من و تو * * * چو يار غير گشتى با تو يارى بر طرف كردم * يكى از دشمنانم ، دوستدارى بر طرف كردم دگر چون سگ به گرد خانه و كويت نمىگردم * كشيدم پا به دامن هرزهكارى بر طرف كردم مده با خود قرار عشق من زين پس كه دانسته * بريدم زان دو زلف و بىقرارى بر طرف كردم * * *
--> - الجمله توجّهى در اوّل به وى داشته ، در آخر به هجا انجاميده قصيدهاى در هجو او گفته است : اين سرِ كَلْ ببين كه افق تا افق * شوره چون از ضلالت ، همه جا بسته تتق * و مولانا شرف ، به حسب ندرت ، گاهى متوجّه شاعرى مىشدند ، امّا در تتبّع خصوص از شعرا ، انورى و خاقانى ممتاز بود » . ( * ) . اين بيت به غلط كتابت شده و مغشوش است .