مير تقي الدين كاشاني

462

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

امّا چون آرزوى عشق وى از حسن آن جمال برآمد و ايّام حسن آن ماهروى نيز به واسطهء عقدهء خسوف ريش به سرآمد ، كمند ارادت مولانا به حلقهء درويشان موحّد كشيد و چون سليقه‌اش با آن جماعت موافقت تمام داشت ، چون نقطهء مركز در دايرهء آن طايفه آرميد و به مضمون آن مقام مترنّم گرديد . لعين القضاة همدانى : « 1 » شعر اى دريغا كين شريعت ملّت رعنايى است * ملّت ما كافرى و مذهب ترسايى است كفر و ايمان زلف و روى آن بت يغمايى است * كفر و ايمان هر دو اندر راه ما يكتايى است امّا مولانا در شاعرى و شعرشناسى سليقهء درست و طبع روان دارد و در سلوك طريق فصاحت و بلاغت تتبّع كسى نمىكند . اگرچه شعرش شهرت نكرده و بر زبان مردم ، ابياتش كم است ليكن غزليّات بسيار در سلك تحرير كشيده و بسيارى از معانى دقيق در آنجا مندرج گردانيده چنانچه از مطالعهء آن اشعار سلامت طبع قايل و طلاقت لسان ناظم مشار اليه ظاهر مىشود و اين اشعار از انتخاب آن غزليات است « 2 » :

--> ( 1 ) . عين القضاة : عبد اللّه بن محمد بن على ميانجى همدانى مكنّى به ابو المعالى و ملقّب به عين القضاة . از بزرگان مشايخ صوفيه و از دانشمندان قرن ششم هجرى بود . در طريقت ، شاگرد مع الواسطهء امام محمد غزالى بود وى از محضر شيخ بركهء همدانى نيز استفاده كرد . وى به واسطهء متّهم شدن به كفر و الوهيت از طرف وزير سلطان سنجر ، و صدور فتواى قتلش ، از جانب فقها ، مقيّد به بغداد فرستاده شد و پس از بازگردانيدنش به همدان بر دار كشيده شد . تاريخ تولد وى به سال 492 هجرى و تاريخ كشته شدن ، هفتم جمادى الاول 525 هجرى قمرى است . از آثار او يزدان شناخت در مسائل حكمت الهى ، تمهيدات در تصوّف و مكاتيب را مىتوان نام برد . ازوست : تا با دل من عشق تو آميخته شد * صد فتنه و آشوب برانگيخته شد از خنجر آبدار آتشبارت * تا چشم زدم ، خون دلم ريخته شد ( 2 ) . مولف عرفات ، در شرح احوال مولانا شرف چنين گويد : « بسيار درست فطرت و باخبر ، مورّخ مدقّق متتبّع بوده و به خدمت بسيارى از حضرات رسيده ، استكمال وافى نموده ، در شطرنج بىنظير افتاده به غايت مستحكم و استادانه مىباخت . . . در اوايل حال ، به قول خودش ميانهء غزالى مشهدى و او مباحثات و مناقشات واقع شده و مولانا فى -