مير تقي الدين كاشاني

مقدمه 43

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

نوبهار خطِ آن غنچه دهن در پيش است * دل مجروح مرا سير چمن در پيش است * * * خواهيم غوطه در دل خاك سياه زد * اين كوه آهنين كه به پا بسته‌ائيم ما * * * در غلط افكنده فانوس مكرر خلق را * ورنه افتاده‌ست يكتا قامت رعناى شمع بيتهايى از كليم كاشانى : ما ز آغاز و ز انجام جهان بىخبريم * اول و آخر اين كهنه كتاب افتاده‌ست * * * نشأه از باده نديديم و طرب از مستى * خاك ماتمكده‌اى بود گِل ساغر ما * * * وضعِ زمانه قابل ديدن دوباره نيست * رو پس نكرد هركه ازين خاكدان گذشت * * * ميخانه نشينيم نه از باده‌پرستىست * از دل نتوان كرد برون حب وطن را * * * با من آميزش او الفت موجست و كنار * دم به دم با من و پيوسته گريزان از من بيتهاى ياد شده در سبك اصفهانى است ولى بسيارى از ابيات ديگر كليم كاشانى تحت تأثير سبك هندى قرار گرفته و صبغهء اصفهانى خود را از دست داده است . پژوهشهاى روانشناختى مردم اصفهان از صراحت لهجه ، رك‌گويى ، پرهيز از ابهام و در عين حال باريك‌انديشى و مضمون‌گويى و استفاده از تمثيل و اصطلاح حكايت مىكند و بنابراين شعرهاى پيچيده و عقده‌دار كه از نظر معانى بيان هم مطلوب نيست با مكتب اصفهان و ذوق اصفهانى منافات دارد . سبك هندى اين سبك هرچند از مكتب اصفهان اتخاذ شده ولى در نتيجهء داخل شدن سليقه و تفكّر هندى و باريك‌انديشى افراطى در آن ، ابهام و پيچيدگى پيدا كرده و از ويژگى مكتب اصفهان كه فصاحت بيان توام با مضمون‌پردازيهاى مأنوس به ذهن مىباشد ، بر كنار مانده