مير تقي الدين كاشاني

379

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

حريم خاك درش مرجع غنى و فقير * ستون بارگهش ملجأ صغار و كبار سرايرى كه بود در علوم دين مضمر * كند به لمعهء مصباح راى خويش اظهار زهى رسيده به جايى اساس ارشادت * كه فوق آن به تصوّر خرد نداده قرار كند خلاف تو هركس نتيجه‌اش اين است * كه تا به حشر بود در نهايت ادبار به خواب غصّه چنان دشمن تو رفته فرو * كه تا به صبح قيامت نمىشود بيدار به دوستى تو گلها برويد از گلخن * به دشمنى تو آتش برآيد از گلزار به روز صرصر قهرت جلا ز چهرهء روز * رود ز پرتو لطفت سياهى از شب تار ز حفظ عدل تو رخسار گل بود محفوظ * ز ضرب سيلى باد و ز زخم ناخن خار كند چو محتسب امر نافذ الحكمت * براى نهى مناهى به روزگار گذار ز منع او نكند ناله در چمن بلبل * ز نهى او نزند كبك خنده در كهسار براى شخص بقايت نفيس ديبايى * زمانه بافته از تاروپود ليل و نهار به چشم عقل بماند هزار مرحله پست * به جنب قلعهء قدر تو اين بلند حصار