مير تقي الدين كاشاني

378

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

طبق طبق زَرم از فكر سكه بايد كرد * چو نقد فضل افاضل همه تمام عيار به خواب خوش همه عالم ، همين من از سر شب * نشسته باشم تا صبح روى در ديوار هزار گوهر ناياب لفظهاى بديع * كه هركدام ز دريا درآورم به كنار به يكدگر كنم و سازمش چنان نظمى * كه بىمثال بود همچو لعل دلكش يار به مجلسى كه روم از براى خواندن آن * نه از براى طمع ، بلكه بهر استشهار كسى كه فرق نكرده‌ست شعر را از شَعر * هزار دخل كند بر سبيل استفسار چرا كند به جهان عاقل اين‌چنين كارى * كه بايدش ز سفيهان كشيد صد آزار من و دگر سخن از شاعرى معاذ اللّه * من و دگر طلب علم و ذكر استغفار ولى به گوش دلم مىرسد ز عالم غيب * كه‌اى ز مشغلهء شعر و شاعرى بيزار ز ملك شعر قدم چون نهى به كشور علم * مگر به لطف صدارت‌پناه شرع مدار سلالهء نبوى نخل باغ مرتضوى * حفيظ ضابطهء شرع احمد مختار سمىّ احمد مرسل ، غياث ملت و دين * كه هست قبلهء ابرار و قدوهء احرار