مير تقي الدين كاشاني

371

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

شاعر صاحب تأييد ، مشار اليه را منظور نظر عاطفت و عنايت ساخت و همواره همّت بر اصلاح شعر و احوال وى مىگماشت ، تا آنكه اشعار آبدار و ابيات سنجيدهء درست عيار از طبع وقّادش سرزد و قريب به ده سال در ملازمت و مصاحبت استاد الشعرا مولانا محتشم اوقات گذرانيد و چند قصيده در مدح آن جناب مرقوم كلك فصاحت انتماء گردانيد . مجملا از آن زمان تا حال يوما فيوما در ترقى است چنانچه مكرّرا « 1 » به اردوى همايون رفت و در كفايت مهمّ نظارت موقوفات مسجد عمادى دار المؤمنين كاشان لوازم سعى و اهتمام مرعى داشت و به هركس از اهل اختيار كه در آن باب رجوع بايستى كرد ، قصيده‌اى جهت وى بگفت و با او ملاقات نمود تا آنكه به آن منصب رسيده از جهت خود و اقربا وظيفه‌اى كرامند ساخت و به واسطهء اين قسم مساعى نزد خويشان و برادران ، بلكه در نظر امثال و اقران وزنى و اعتبارى تمام پيدا كرد ، و اليوم كسى را از ابناى جنس به رشد و كاردانى خود نمىداند و الحق از آن مرتبه كه در اوايل شاعرى به آن متّصف بود تا اين حالت تفاوت بسيار است ، و اين قصايد از جمله انتخاب قصايد آن شاعر سخن‌گزار . و السلام على محمد و آله الاخيار . انتخاب قصايده شدم به علّت پيرى به آن طريق دو تاه * كه مىروم به سر و دست و پا چو طفل به راه رساند سر به زمين عاقبت درخت قدم * ز بس كه هست بر آن بارِ بيكران گناه شكوفه كرد نهال قدم در آخر عمر * وليك ميوهء آن نيست غير وا اسَفاه به گوش مىرسد از مُنهيان عالم غيب * كه هيچ كار نكردى و عمر گشت تباه صفير مرغ سحرخيز خامه‌ام اين است * كه صبح شيب دميد و تو نيستى آگاه

--> ( 1 ) . اصل : چنانچه به .