مير تقي الدين كاشاني
352
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
[ 20 . ] مولانا كمال الدين حاتم در سلك شعراى دار المؤمنين كاشان انتظام دارد و همواره به قلم مشكين شمامه اشعار رنگين بر صحايف روزگار مىنگارد و در ميان شعراى كاشان ، به جودت ذهن و انگيز طبيعت علم گشته ، و به حدّت طبع و حلاوت گفتار ، از امثال و اقران درگذشته ، جواهر منثوراتش در توصيف و تعريف همگنان ، فرحبخش خواطر ، و لآلى منظوماتش در بيان حالات عشق و نكات آن بهتر از عقود جواهر ، اگرچه مولانا از فضايل علمى نفسانى و كمالات مكتبى انسانى عارى است و بعضى از شعراى عصر را به واسطهء اكتساب فنون و تحصيل علوم بر وى تفوّق و تقدّم ثابت و مقرّر ، ليكن مشار اليه را طبيعتى است كه به صفاى فكر و سرعت تخيّل نقش استقبال ، از صفحات ماضى ، احوال ديگران مىخواند ، و فطنتى است كه به رزانت انديشه و تحدّس درك ، مجهولات خود را با معلومات ديگران ضمّ نموده ، به سرحدّ علم اليقين مىرساند ، و فى الواقع به لطافت گفتار و سرعت ذهن ، از شعراى زمان و ظرفاى دوران امتياز تمام دارد ، و به اعتقاد راقم اين حروف اعنى تقى الدين محمد الحسينى اگر مولاناى مشار اليه اوقات را صرف ما لا يعنى ننمايد و شوخى و خودرايى را از سر نهاده ، سليقه و طبيعت را كار فرمايد از اكثر سالكان مسالك سخنورى درمىگذرد . و غرض از اظهار اين سخن آنكه اگر كلك سخنگزار در اين مقام بيش از ديگران در ذكر اشعريت و جودت طبيعت آن جناب مبالغه كند ، شايد كه مردم عيبجو بنابر عادتى كه دارند حمل بر خوشآمد نمايند و اعتقاد اين بىمقدار را داخل اغراق و مبالغه داشته زبان اعتراض بگشايند ، لاجرم از اطناب اجتناب لازم دانسته ، مرقوم كلك مشكين رقم مىگرداند كه اسم اصلى مولانا حاتم ، هيبت اللّه است و در ابتداى حال شاعرى هيبت تخلّص مىنمود و چون پدرش به شغل سمسارى اشتغال داشت ، مشار اليه نيز از آن ممرّ لابد ، معاش حاصل مىفرمود و چون پدرش علم عزيمت به جانب عالم آخرت برافراشت مولانا از آن شغل دلگير شده بنياد سياحت كرد . امّا به واسطهء آنكه مولانا تركوش و عشرت دوست واقع بود ، با تركان عالى مكان مصاحبت مىنمود و از خوان احسان و انعام ايشان محظوظ گشته به منادمت و مصاحبت ايشان اقدام مىفرمود ، تا آنكه در سال اوّل كه ماهچهء رايات ظفر مآل ابو المؤيّد سلطان محمد پادشاه - خلّد اللّه تعالى ظلال