مير تقي الدين كاشاني

323

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

سبقت مطلب ، مباد تيرى * بيرون جهدت ز ناف بيرون شرطست وصيت تو ، كامد * شمشير من از غلاف بيرون وقتست كه سالها نيايى * از پردهء اعتكاف بيرون گر كعبه بر آستانت آيد * نايى ز پى طواف بيرون از طبع تو راستى نيايد * نايد ثمر از خلاف بيرون خود را از تيغ من نگهدار * پاس سر خويشتن نگهدار * * * ميخى كه ز هجو برتراشم * من خود عجب ار معاف باشم يزدى باشم نعوذ باللّه * سگ باشم و شافعى نباشم هان ناخن هجو من درازست * مگذار كه سينه‌ات خراشم مستغنيم از نعيم دنيا * نه چون تو غلام نان و آشم هيچت زين روى زشت‌رو نيست * روى تو ز آهن است ، رو نيست * * * آن روى كه مرده‌شو نشويد * جز نكبت ازو كسى چه جويد تصحيف گل آمدست چون گل * خوش وقت كسى كه گل نبويد از ننگ تو تنگ شد قوافى * غير از تكرار كس چه گويد سنّى گويد به شيعه ، سنّى * يزدى به كسى ديوث گويد در شوره زمين يزد هرچند * تخم‌افشانى ، ديوث رويد تو بىكس و كوى چون بميرى * غير از سگ كو كه بر تو مويد روزى كه سقط شوى ، ز ننگت * كس جانب مرده شو نپويد هرجا گذرى ، كلاغ گيرند * وَز گند سرت دماغ گيرند * * *