مير تقي الدين كاشاني

277

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

و له فى الرباعيّه اى شمع شبى به مجلس ما جا كن * از مهر نظر سوى من رسوا كن از آتش عشق سوخت پروانهء زار * دلسوزِ دگر براى خود پيدا كن [ 15 . ] مولانا جمال الدين محمد از شعراى متعيّن دار المؤمنين كاشان است ، عاقل روشن ضمير نيك‌انديش و شاعر كامل سيرت مآل‌انديش است . شيوهء نظم طبعش را جبلّى است و قاعدهء شاعرى ذهنش را ذاتى ، در شيوهء مخالطت و مصاحبت اعتقادى صافى و در طور محبّت و مودّت بيانى شافى دارد ، وجوه شعرا و استادان اين فنّ و اعيان مملكت و خوش‌طبعان صاحب فطن به جهت سبقت زمان و به سبب مؤاخات و مصاحبت كه به مولانا حيرتى و ديگر بزرگان داشته ، به وجودش مستظهرند و خود نيز به آن جهت افتخار بسيار دارد ، مجملا قريب به پنجاه سال است كه در ميان فضلا و شعرا و ظرفا و مستعدان به عنوان شاعرى شهرت دارد و همواره با شعراى زمان و خوش‌فهمان دوران به كثرت صحبت و كمال مبرّت زندگانى مىگذارد ، و امّا سواى مولانا حيرتى هيچ‌كس را از اهل عصر قبول ندارد . كم شعرى باشد كه پسنديدهء طبع سنجيدهء مشار اليه شود ، و الحق در شعرشناسى متفرّد است و سواى شاعرى ، صفات حميده و نعوت پسنديدهء بسيار دارد ، چنانچه جمال حالش به كمال همّت و سخا آراسته است و از شوايب عيب و منقصت پيراسته . در مدّة العمر ممنون منّت و رهين هيچ‌كس نشده و اوقات به حرفت بزّازى و كرباس‌فروشى گذرانيده و الحال مدّتى است كه از فكر شعر بازايستاده ، امّا هميشه مستعدان و موزونان را به قدر وسع و توانايى خدمتى مىكند . و اشعار پسنديدهء مشار اليه آنچه به نظر رسيده همين بود كه مسطور شد . و السلام على من اتّبع الهدى : « 1 » انتخاب غزليّاته دمى كه عشق برافروزد آتش كين را * كجا مجال دهد عقل مصلحت‌بين را ز كار عشق جز اين صرفه‌اى نيافته‌ام * كه صرف راه بتان كرده‌ام دل و دين را

--> ( 1 ) . در : عرفات ، ص 156 ؛ مآثر رحيمى ، ص 61 و تذكرهء سامى ، ص 286 نيز ترجمهء مختصر احوال شاعر درج شده است .